اگرچه خویش را در ابتلایت امتحان کردم
همیشه شرک را در سجده های خود نهان کردم
دهان دادی بگویم دوستت دارم ولی افسوس
تمام فرصتم را صرف حرف آب و نان کردم
عجب از من که این تهلیل وتسبیح و تواضع را
برای کفر ،کفر خودپسندی نردبان کردم
رسیده لطف بی اندازه ات هنگام دشواری
همیشه بیشتر از آنچه در ذهنم گمان کردم
کنار آبی حوضی،میان عطر بارانی
تو را درلحظه های ناب احساسم نشان کردم
زمین سجده هایی را که لبخند تو وسعت داد
میان هر قنوتم شعبه ای از آسمان کردم
چه سودی بیشتر از این که پیش از مرگ فهمیدم
اگر این عمر خرج دیگران باشد زیان کردم
#عاطفه_سادات_موسوی