در آن مذاکره یک سو زبان تیز تو بود
سپاه ِ سفسطه ها پشت خاکریز تو بود
من این طرف تک و تنها و بی زبان آن سو...
گزینه های زیادی به روی میز تو بود
سفیر کشور ِ فهمم ولی نفهمیدم
سیاست عبثی را که در ستیز تو بود
جواب ِ کل نگریهای من برای ثبات
ظهور مخمصه ای از نکات ریز تو بود
همیشه صحبت ِ موزون ِ مهرپرور ِ عشق
اسیر ِ خاک غزل سوز ِ قهرخیز تو بود
کسی که لحظه ی آخر مریض میخواندی
یکی دو سال، قبل تر گُلم ،عزیز تو بود
هنوز در تب و تابم نمیرسم به خودم
چرا که نقطه ی تعقیب ِ من گریز تو بود
#مهرداد_عزیزیان
@Shere_naab