💌
یک عمر در به درش بودند.
در به درِ پسری که در اردوگاه خان یونس به دنیا آمده بود...
و نمی دانستند کسی که از اول عمرش آواره به دنیا آمده، دنیا را خانه نمی بیند و دل به تیر و تخته ی زهوار دررفته ی آن نمی بندد.
#یحیی_سنوار
💌
🌱«بازیگرِ نقش اولِ مرد»
✨عزیزم!
لطفا همینجوری که داری با دور تند قصص انبیا را جلو چشممان ورق میزنی و چکه چکه تاریخ را می چکانی توی تقدیرمان که ناکام نمیریم به حرف هایم گوش کن؛
می خواستم بابت خلق هنرمندانه درامِ باشکوه «یحیی» و انتخاب بازیگر نقش اول مرد دست هایت را ببوسم و اعتراف کنم که به مخیله ام قد نمی داد که بشود از خانه متروک و پر از خاک و خُل و خِرت و پِرت طبقه دوم چنین پایان شورانگیزی ساخت.
از همه اجزا و عناصر صورت خاکیش، از سوراخ بزرگ سمت چپ پیشانیش تا حمایل خشاب و حتی ساعتِ مچیش نمی شد به همین سادگی ها گذشت.
پشت صحنه نمایش یحیی آدمهائی ایستاده بودند که یک شبه بزرگ شدند؛
زنی پا به ماه می گفت می خواهد اسم مسافری که توی راه دارد را بگذارد «سنوار».
دیشب چشم هایمان خیس بود، غبار فرو ریختن ساختمان روی صورتمان گِل شده بود و امروز همه مان بوی عطر یحیی می دهیم...
یادم می ماند که قهرمان های نقش اول فیلم های تو، مرزهای تبیین را، با خون جابهجا کردند.
✍️طیبه فرید
https://eitaa.com/tayebefarid
هیشکی مثه تو حالِ منو نمیدونه احوالمو
صبح به صبح که پا میشه چشام با تو خوب و خوشحالم و...
🌸
با تو میشه پروانه شد و به گلا بوسه زد
بودنتو هی جشن گرفت تا هفت هشت روز بعد
🍃
با تو میشه تا صبح قیامت بنویسم از عشق
اینقده تو خوبی که اصن من دیگه نمیام به چشم
🌸
خنده هات علاجه مرضِ درد لاعلاجِ منه
قهقهه بزن قربون چشات پیشتم نباشه غمت
🍃
شما دمتون گرمه ولی نفستم از جای گرم...
دست و بالِ من خالیه اما هنوزم عاشقم
🌸
شیرینه که با هم برسیم صبوری کنیم باده رو
بیدِ ما نترسه می مونه خاکیایِ این جاده رو
🍃
اینجا که دلا دوره تو عشق همه مغرورن
پاسخ به سلام تو میدن مگه مجبورن
🌸
معیار دوست دارم چی دارم و چی داری؟!
آگاه نشدن برداشت از اونه که می کاری
🍃
اما تو ولی عشقی!؛ "خاتونی که مثلش نیست"
صداقت پُره تو حرفت همه عمرمو من صرفت
🌸
میکنم که فقط باشی تو سر بالایی ام یا شیب
بشم پیر و بشی پیرم خودم دستتو میگیرم
°•♥️•°
سماجتِ در دوستداشتنـت،
هیجان انگیزترین دل مشغولی این روزهای من است..!
- جانشیرینم!
.