افرا 🇵🇸🇮🇷
گوش کردم و هر بار گفت: "چقد مهربونی، چقد مهربونی" تنها چهره ای که توی ذهنم مجسم شد صورت مامانم بود، انگار واسه اون سروده شده، حسابش از دستم دررفته تعداد دفعاتی که دیگران مامانم رو با کلمه مهربونی توصیف کردن...پس مبالغه نیست اگه بگم: "مامانم تندیس مهربونی بود"
چقد من زمینم
چقد آسمونی!!
مامان!
خونه ت توی آسمونا، گرم و روشن از چلچراغ مهربونی خدا🤲
میدونی که برا اومدن پیش تو، روزشماری میکنم...