🌸🍃°•
🍃°•
°•
🌱بوی بهشت میدهد، دست دعای مادرم
قرار نبود اینجا باشم. "میم" ادبیات را انتخاب کرد و کتابدار شد. "الف" هم رفت طرف هنرستان و شد خیاط ژورنالیدوز. از سه دخترعمویی که توی ماههای چسبیده بههم شناسنامهدار شدیم، من اما انگشتم را محکم فشار دادم روی تجربی. دقیق یادم نیست میخواستم سر و گردنی از میم و الف خودم را بالاتر بکشم یا فقط علاقه بود. اما مطمئنم هنوز هم دور مریضها گشتن را خیلی دوست دارم. توی همان سالها احتمال باریکی هم گذاشتم برای حوزه رفتن. نه طلبه شدم، نه روپوش سفید پوشیدم. ولی قرار هم نبود اینجا باشم. فقط واقعه را حفظ بودم و حمد و توحید و قدر و کوثر را. همه نمرههای کارنامههایم بهبه و بارکالله برایم میآوردند بجز ردیفهای قرآن. از ١۶ و ١٧ بالاتر نمیرفتم. حتی با روخوانیاش هم تسمه پاره میکردم. چه برسد به روانخوانی. بین اَ اِ اُ و تنوین و تشدید کلمهها، دست و پایم را گم میکردم. پیشانیام داغ میشد. زبانم نمیچرخید. ماه رمضانها به اصرار مادرم پشت رحل مینشستم. نشانگرِ نوکتیز کاغذی، دست او بود. دو کلمه جلو میرفت، پنج کلمه عقب میآمد. نابلدی و وسواس خرخرهام را میجویدند تا صفحه تمام شود.
قرار نبود اینجا باشم؛ از روزی که کنکور دادم و شوت آخر را برای پرستاری و پیرا زدم تا روزی که ریل زندگیام عوض شد سه ماه هم طول نکشید. جزءها را یکییکی حفظ کردم و جلو رفتم. مُهر کارشناسی علوم قرآنوحدیث را از وزارت علوم گرفتم و عدد بزرگی که حسابش از دستم در رفته، حافظ قرآن از کلاسهایم بیرون رفتند.
قرار نبود اینجا باشم؛ وقتی این حدیث پیامبر را میبینم که "برای معلم قرآن تمام موجودات حتی ماهیان دریا، طلب آمرزش و دعا میکنند" چشمهایم شیشهای میشوند و آب شور راه میافتد. فقط دعای مادر این بُرد را دارد که اسمت را حتی ته دریا ببرد و بیندازد روی زبان ماهیها. اینکه حتی بیطلب و بیشناخت، بیندازدت وسط بهشت. من از مِهر همان سالی که تیرش کنکور دادم، دارم وسط بهشت میچرخم. اصلا بیایید "بهشت زیر پای مادران است" را از من بپرسید. دمدستیترین راهش افتادن به پای مادر است. وقتی دستشان بالا رفت و گردنشان طرف آسمان زاویه گرفت، خوشیها پیدایت میکنند.
🖌یه صلوات بفرستم
"سلامتی بشه" برا همه مادرایی که میتونیم دستشونو ببوسیم
و "رحمت بشه" برا مادرایی که دورن و چشمبراه خیرات.
📝سیمین پورمحمد
.
✍به قلم طیبه فرید
اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
📚این عکس های شعله ور جهنمی، مناطق مسکونی ایالات متحده نیست!
این جا آن نقطه از زمین است که قانون سوم نیوتون به شکل گسترده ای محقق شده.
اینجا مصداق بارزی از کارمای روانشناس هاست.
اینجا تکه ای از دار مکافات است.
فقط تکه کوچکی از روزهای بعد از ایمان راسخ انسانهای موحدی که مسخره می شدند چون معتقد بودند دستی هست بالاتر از همه دست ها.
اگر رسانه های شیطان بزرگ راست گفته باشند یک برابر و نیم خسارات مالی جگرگوشه مان غزه را ظرف چند ساعت در همین تصاویر و فیلم ها متحمل شدند.
حالا، درست همین حالا، موقع ترجمه پوچ فیلمهای مفهومی هالیوودی رسیده.
هژمونی پوشالی ایالات متحده را خوب در این عکس ها ببینید.
حالا باید موجودات فرا زمینی به کمکشان بیایند...
زندگی ساکنین شکم سیر این ویلاها و آن سیاست مدارهای پول پرست دنیا طلبِ تمامیت خواه را مقایسه کنید با آدم های گرسنه پاپتی که در فلسطین با گلوله ها و موشک های «Made in USA» در مقابل سربازهای از حیوان پست تر صهیونیست ایستادند و شهید شدند.
به اسمائیل ،به یحیی، به همه شهدای راه قدس.
براستی که در این شعله ها نشانه هائیست برای صاحبان خِرَد...
صدق الله العلی العظیم.
https://eitaa.com/tayebefarid