eitaa logo
افرا 🇵🇸🇮🇷
226 دنبال‌کننده
608 عکس
427 ویدیو
3 فایل
چشمه ای در کوه می جوشد . . . منم؛ "دختری با کوزهء شعری به روی شانه اش" با من حرف بزن، شاید منتظرت باشم: @shadmonavar
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌 🎀 ز غوغای جهان فارغ 😌 ╔═🌸°═══╗ ❥@SheroShaaf ╚═══°🍃═╝
💌 برون شو ای غم! از سینه که لطف یار می‌آید!! ╔═🌸°═══╗ ❥@SheroShaaf ╚═══°🍃═╝
°•🖤•° ای داغدارِ داغ پدر، یابن‌العسکری! از ما زمینیان بہ شما آسمان سلام مولای دلشکستہ، امام زمان سلام این روزها هزار و دو چندان شکستہ ای حالا کجای روضہ بابا نشستہ ای؟! رخت سیاه داغِ پدر کرده‌ای تنت قربان ریشہ های نخ شال‌گردنت آماده می کنی کفن و تربت و لحد مرد سیاه پوش،خدا صبرتان دهد... ╔═🌸°═══╗ ❥@SheroShaaf ╚═══°🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
باید تمام عرشیان چاوش بخوانند تاج ولایت بر سرش دارد، نگارم😍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
°•♥️•° ‏دلم کمی بهار می خواهد... نمی آیی؟!! ╔═🌸°═══╗ ❥@SheroShaaf ╚═══°🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃°• 🍃°• °• زن‌ها یکی‌یکی مرا در آغوش گرفتند و تبریک گفتد. صدای کِل‌کشیدن و هلهله بلند بود. صفیه در حالیکه برای محمد شعر می‌خواند، او را به این سوی پرده آورد. عطر او همه جا را گرفت و بوی عود و گلاب گم شد. امین لحظه‌ای سر بلند کرد و نگاهم کرد؛ با چشمانی که می‌خندید و نگاهی که دریایی از عشق به قلبم می‌ریخت, همه‌ی عمر در انتظار چنین لحظه‌ای بودم. آرام و به نجوا گفتم: _ «حالا دیگر خانه‌ام خانه‌ی توست و من کنیزت یا محمد!» با حیایی شیرین سربه‌زیر انداخت و به قلبش اشاره کرد: _«کنیز؟ شما بانوی این خانه‌اید» اشک شوق از گوشه‌ی چشمانم سُر خورد، خوشبخت‌ترین زن عالم بودم که بانوی قلب محمد می‌شدم... 🍃 🌸🍃 📚 «به قلبش اشاره کرد» به قلم حبیبه آقایی پور ╔═🌸°═══╗ ❥@SheroShaaf ╚═══°🍃═╝ https://eitaa.com/joinchat/2601648152Cd22872ddb3
°•♥️•° ✨وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ/ تکویر ۲ ماه، امشب، در آغوش سایه‌ زمین آرام می‌گیرد. سیاهی آرام آرام بر رخِ سپیدش می‌نشیند و دستی از غیب، نقاب حیا بر صورتش می‌کشد. این پرده‌ی سرخ و سیاه، نشان از روزی است که آسمان در هم می‌پیچد و ستارگان بی‌فروغ می‌گردد. دلم می‌لرزد؛ نه از هراس تاریکی، که از هیبت صاحبِ نور. و نجوایی در دلم جریان میگیرد: «پروردگارا، در آن روز که ماه بی‌نور شود، مرا در پناه نور خودت جای بده.» ۱۶ شهریور ۴۰۴ ╔═🌸°═══╗ ❥@SheroShaaf ╚═══°🍃═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا