زیبا...👌🏻
بختِ نافرجام اگر با عاشقان یاری کند
یارِ عاشق سوزِ ما ترکِ دلازاری کند
بر گذرگاهش فرو افتادم از بی طاقتی
اشکِ لرزان کی تواند خویشتن داری کند؟
«چاره ساز اهلِ دل باشد میِ اندیشه سوز
کو قدح تا فارغم از رنجِ هوشیاری کند؟»
دامِ صیاد از چمن دلخواه تر باشد مرا
من نه آن مرغم که فریاد از گرفتاری کند...
عشقِ روز افزون من از بی وفایی های اوست
می گریزم گر به من روزی وفاداری کند
گوهر گنجینه ی عشقیم از روشندلی
بین خوبان کیست تا ما را خریداری کند؟
#رهی_معیری
تو آرزوی منی، من وبال گردن تو
تو گرم کشتن من، من به گور بردن تو
تو آبروی منی، پس مخواه بنشینم
رقیب تاس بریزد به شوق بردن تو!
تویی نماز و منم مست، مانده ام چه کنم
که هم اقامه خطا هم سبک شمردن تو
سپرده ام به خدا هرچه کرده ای با من
خطاست دست کسی جز خدا سپردن تو
خدا کند که نفهمی غمت چه با من کرد
که مرگ من نمی ارزد به غصه خوردن تو
#حسین_زحمتکش
بس کن ای دیوانه دل زین جانگداز افسانه امشب
ور نه بیرون آرمت از سینه ، ای دیوانه امشب
از بـرای شـمـع بـزم دیـگـران بـس کــن بـهانـه
ور نه خود یکباره خواهم سوخت چون پروانه امشب
نیستی و هستی امشب فرق چندانی ندارد
احتیاطی کن که بر میگردم از میخانه امشب
بعد از اینت داغ آن پیمان شکن کمتر بسوزد
عهد و پیمان ابد بستیم با پیمانه امشب
چند میگویی که بی جانانه می لطفی ندارد
هیچ میدانی کجا می میخورد جانانه امشب
او به رقص و باده خواری هرشب و من بیقراری
همتی کن کز وفا گردی چو او بیگانه امشب
#عماد_خراسانی
سلام مهدی جان سلام💚😔✋
سلام جان جانانم سلام💚😔✋
صبحت بخیر یوسف زهرا 💚✋
دل من در پی آن یوسف ناز است هنوز
غیبت مهدی ما پرده ی راز است هنو
من کجا یار کجا وعده دیدار کجا
سِٓر این قصه ندانی که دراز است هنوز
کی توانم به وصالت برسم مهدی جان
عاشقت هستم واین عشق نیازاست هنوز
درد هجران تو آتش زده بر هستی من
در دلم مهر تو و سوز و گداز است هنوز
همره کوثری و جام می حق طلبم
تو کجایی که در میکده باز است هنوز
پسر فاطمه با یاد تو عاشق شده ام
دل من بر نظرت دوست نیاز است هنوز
(بیقرارم) من شاعر که امیدم همه اوست
دل من در پی آن یوسف ناز است هنوز
تعجیل درظهور وسلامتی و آرامش قلب نازنین مولایمان امام زمان عليهالسلام
خودتو خانواده تو بیمه کن با ۱۴ صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد
وعجل فرجهم 🌿🌿
اللهم عجل الویک الفرج🤲
📚اندازه قلبت را بسنج
میگویند قلب هرکس به اندازهٔ مشت بستهٔ اوست.
اما من قلبهایی را دیدهام که به اندازهٔ دنیایی از «محبت» عمیقند.
دلهای بزرگی که هیچوقت در مشتهای بسته جای نمیگیرند و مثل غنچهای با هر تپش شکفته میشوند.
دلهای بزرگی که مانند کویر نامحدودند و تشنه، تا اینکه ابر محبت ببارد.
در عوض دلهایی هم هستند که حتی از یک مشت بسته هم کوچکترند.
دلهایی که شاید بتوانند وسیع باشند، اما بیش از یک بند انگشت هم عمق ندارند.
و تو هر وقت خواستی بدانی قلبت چقدر بزرگ است، به دستت نگاه کن، وقتی که مهربانی را به دیگران تعارف میکنی...