eitaa logo
کانال ܢܚ݅ܫܝ‌ ܫܠࡐ‌ܨ
1.1هزار دنبال‌کننده
16هزار عکس
4هزار ویدیو
43 فایل
ادمین @GAFKTH 💐شکر خدا که نام "علی" علیه السلام بر زبان ماست 💝ما شیعه ایم و عشق "علی" علیه السلام هم از آن ماست 💐از "یا علی" علیه السلام زبان و دهان خسته کی شود؟ 💝اصلا زبان برای همین در دهان ماست.
مشاهده در ایتا
دانلود
السّلامُ عَلیکِ یا رقیّة بنت الحسین آیا شده یک طشت دنیای تو باشد ؟ طشتی که در آن رأس بابای تو باشد ؟ آیا شده از آنچه در دنیاست ، تنها یک بوسه از بابا تمنّای تو باشد ؟ دنیا اگر مالِ تو باشد هم ، غریبی وقتی که در ویرانه ها جای تو باشد سخت است دنبالِ سرِ بابا دویدن وقتی غُل و زنجیر در پای تو باشد سخت است سیلی خوردن آنجایی که بر نی بابای تو محو تماشای تو باشد سخت است گریان باشی از داغِ یتیمی سرنیزه ی دشمن تسلای تو باشد سخت است بغضت را نگهداری ولیکن صد نینوای ناله در نای تو باشد من دختر شاه شهیدانم ، « جهانی » عشق علی پاداش عقبای تو باشد ندبه های دلتنگی اسماعیل پورجهانی (جهانى)
از سوی نیزه سرو خرامان خوش آمدی ای گل به دامن گلِ ویران خوش آمدی مرهم به زخم خار مغیلان خوش آمدی مهمانِ ریگهای بیابان خوش آمدی آغوش من شده پدرم سایبانِ تو شرمنده ام خرابه شدم میزبان تو خورشید من شبانه به گلشن رسیده ایی با بوی نان و آتش و آهن رسیده ایی این بار جای من ، تو به دامن رسیده ایی ای باغبان به نیتِ چیدن رسیده ایی چون چاره ایی به یک سر بی تن نداشتم صورت به صورت تو پدر من گذاشتم تا دستِ تیره ایی به روی نور می زند بابا برای عمه دلم شور می زند با کعبه نی عدوی تو بدجور می زند تا آنکه دیده ایی بشود کور ، می زند عجِل وفات ، گشته دعایم ببر مرا در شام ، گریه گشته غذایم ببر مرا با عمه آندمی که تو را روبروت کرد ظالم به کینه پنجهٔ خود بین موت کرد وانگَه نگاه نحس خودش بر گلوت کرد لعنت به چکمه اش که تو را زیر و روت کرد آن دم رسید بانگ حزینی به آسمان گودال بود و زینب فریاد اَلامان
روضه از زبان حضرت زینب/س/ در لابه لای روضه ها حرف سر امد حرف تمام زخم های پیکر امد در خاطرم امد که یک تیر سه شعبه شد از کمانی پرت و سوی اصغر امد شمشیر ها و نیزه ها از بغض حیدر با ضربه بر جسم علی اکبر امد در علقمه تا بر زمین عباس افتاد بهر تشکر دختر پیغمبر امد تا که حسین روی زمین از اسب افتاد دیدم که شمر بی حیا با خنجر امد وقت فرار کودکان اندر بیابان اتش به روی معجر یک دختر امد بزم شراب و عطرت پاک پیمبر از این سخن لرزه به عرش داور امد ان خواهری که پیر شد در شام ویران وقتی که در بزم شراب ان خواهر امد با خیزران میزد به لب های حسینم این صحنه ها در پیش چشم خواهر امد اندر خرابه بهر دیدار رقیه امد پدر، چون دیر میشد با سر امد مقداد بس کن حال دل حال غریبیست اتش ز دل با روضه ها بر دفتر امد
بنا نبود بمانی غریب در صحرا و خواهرت بشود بی نصیب در صحرا بنا نبود که تکیه به نیزه ات بزنی مرا برای جهاد عظیم خط بزنی بنا نبود مهیای سوختن باشی میان خیمه پی کهنه پیرهن باشی زمین نیوفت کتاب مقدس زینب فدای بی کسی ات! ای همه کس زینب عصای دست شدن رسم خواهری باشد علی الخصوص که خواهر برادری باشد براه عشق تو این چشم تر که چیزی نیست جگر برای تو دادم پسر که چیزی نیست بیا خودت پسران مرا ببر میدان که پیشمرگ تو باشند این دو در میدان بیا که شاهد حاجت روایی ات باشند بزرگ کردمشان تا فدایی ات باشند تورا بجان من آقا قبول کن بروند بحق چادر زهرا قبول کن بروند چه بهتر است نبینند راه بسته شده در ازدحام ره قتلگاه بسته شده چه بهتر است نبییند زخم خنجر را به سمت خیمه ی زنها هجوم لشگر را چه بهتر است نباشند و خون جگر نشوند شبیه من وسط خیمه شعله ور نشوند چه بهتر است نبینند اوج این غم را بروی مادرشان ضربه های محکم را چه بهتر است نبینند آب خواهم شد اسیر وارد بزم شراب خواهم شد😭
هدایت شده از شعرهای من
🌾🌾🌾 گفتم از کربلا ... دل گفت کل روز عاشوراست ... رگ به رگ شد این قلب ... کشید آه جانسوز ... مه گرفت دیدگان صاحب این قلب ... و شاید هم باران ... و دنبال چتر ... خانه به خانه ... کوچه به کوچه ... تا رسید دوباره به کربلا ... تفسیر کرد این قلب ... کربلا را ... با خودش تکرار کرد ... آرام و با لرزش لب ... کربلا ... ماند ،مات و مبهوت ... جانم حسین ع ... گفت شک ندارم ارباب کل روز بلا بود ... واییی امان از دل زینب س ... شد کل روز بلا ... دل زینب س ... رگها باز شد از این تفسیر ... ریش ریش شد و ته قلب ... شنید صدای خنجر شمر ملعون ... نفرینت میکنم ای قلب ... اگر باشی بغیر اولاد پیامبر ص ... راهی غم میشوم ... روضه ت میشود رضوان من روسیاه ... میگویند و میشنود این دل ... گوش هم خود قلب هست اگر پای عشق ارباب م حسین ع باشد ... ریش ها بسته میشود و میشود خود رگ .. رگ به رگ قلبم میگیرد حیاتی ازاین روضه ی رضوان ... شستشو میشود چه آرام و معطر ... قلب میشود خود قلب با اسم حسینم ... چتر هم خود می آید به سراغ من لیلا ... چترم هست اسم ارباب حسینم ... من راهی دل و حسین ع راهی دل ... من به دنبال ارباب حسینم چه مشتاقانه ... میدانم از بس ارباب هست این آقا ... او به دنبال من روسیاه ... اگر باشد ذکر شب و روزم یا حسین ... خواهم شنید جواب هر لحظه و هر دم ... یا حسین ع ذکر لبم شده یک حاجت ... حاجتم این است با اسم تو ارباب جان بدهم به ملکوت الموت ... شوق پرواز بگیرم من از این ذکر آخر ... اشهدم این باشد یا حسین ع میشود ارباب ؟ میشود ؟؟🌾🌾🌾🌾 لیلا اسربار
🏴 اشعار من برایت پدرم پس تو برایم پسری چه مبارک پسری و چه مبارک پدری یاد شب های مناجات حسن می افتم می وزد از سر زلف تو نسیم سحری همه گشتیم ولی نیست به اندازه ی تو نه کلاه خوودی و نه یک زره ای نه سپری من از آنجا که به موسایی ات ایمان دارم می فرستم به سوی قوم تو را یک نفری بی سبب نیست حرم پشت سرت راه افتاد نیست ممکن بروی و دل ما را نبری قاسمم را به روی زین بگذار عبّاسم قمری را به روی دست گرفته قمری نوعروست که نشد موی تو را شانه کند عاقبت گیسویت افتاد به دست دگری تو خودت قاسمی و سر زده تقسیم شدی دو هجا بودی و حالا دو هجا بیشتری بند بند تو که پاشید خودم فهمیدم از روی قامت تو رد شده هر رهگذری جا به جا می شود این دنده تکانت بدهم وای عجب درد سری وای عجب درد سری 🔸شاعر:
هدایت شده از شعرهای من
✨﷽✨ ✍حاج اسماعیل دولابی(ره) ‌✅هر وقت کسی شما را اذیت کرد و ناراحت شدید به کسی نگویید فقط (استغفار)کنید؛ هم برای خودتان و هم برای کسی که شما را اذیت کرده است بگو: بیچاره کار بدی کرده است. اگر فهم داشت نمی کرد. وقتی استغفار می کنی خداوند دوست دارد. قلبت باز می شود. این قلب یک جوری است که اگر کسی به او خوبی کند، از او تشکر نکند ناراحت می شود. اگر کسی هم اذیتش کرد ناراحت می شود. در این جا باید استغفار کرد تا قلب انسان باز شود. آن وقت می بینی که چقدر بزرگ شده ای. گر دو مرتبه این کار را کردی دیگر غم نمی تو‌اند شما را بگیرد. چون راهش را بلد هستی ‌‌
💝💝حكمت صلوات : صلوات: تنها دعايي هست كه حتما مستجاب مي شود. صلوات : بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است. صلوات : تحفه‌اي از بهشت است. صلوات : روح را جلا مي‌دهد. صلوات : عطري است كه دهان انسان را خوشبو مي‌كند. صلوات : نوري در بهشت است. صلوات : نور پل صراط است. صلوات : شفيع انسان است. صلوات : ذكر الهي است. صلوات : موجب كمال نماز مي‌شود. صلوات : موجب كمال دعا و استجابت آن مي‌شود. صلوات : موجب تقرب انسان است. صلوات : رمز ديدن پيامبر در خواب است. صلوات : سپري در مقابل آتش جهنم است. صلوات : انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است. صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است. صلوات : انسان را در سه عالم بيمه مي‌كند. صلوات : از جانب خداوند رحمت است و از سو فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است. صلوات : برترين عمل در روز قيامت است. صلوات : سنگين‌ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه مي‌شود. صلوات : محبوب‌ترين عمل است. صلوات : آتش جهنم را خاموش مي‌كند. صلوات : فقر و نفاق را از بين مي‌برد. صلوات : زينت نماز است. صلوات : بهترين داروي معنوي است. صلوات : گناهان را از بين مي‌برد. 🌹 اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ 🌹
با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد  ذهنش ز روضه‌های مجسم عبور کرد در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کرد شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده‌ست در بیت‌هاش مجلس ماتم به پا شده‌ست در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت باز این چه شورش است که در جان واژه‌ها‌ست شاعر شکست‌خورده طوفان واژه‌ها‌ست بی‌اختیار شد قلمش را رها گذاشت دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت یک بیت بعد، واژه لب‌تشنه را گذاشت تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند با این زبان چگونه بگویم چه‌ها کشید بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید او را چنان فنای خدا بی‌ریا کشید حتی براش جای کفن بوریا کشید در خون کشید قافیه‌ها را، حروف را از بس که گریه کرد تمام لهوف را اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت این بند را جدای همه روی نیزه ساخت "خورشید سر بریده غروبی نمی‌شناخت بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود" او کهکشان روشن هفده ستاره بود خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن... پیشانی‌اش پر از عرق سرد و بعد از آن... خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن... شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن... در خلسه‌ای عمیق خودش بود و هیچ کس شاعر کنار دفترش افتاد از نفس... سید حمیدرضا برقعی
هدایت شده از شعرهای من
🌾🌾🌾 کاروان عشق ... هرقدم که بر میداشت ... میرفتن سمت عاشقی و دلدادگی ... چه عجیب عاشق و معشوق بودن اهل این کاروان ... عشقی عجیب و غیر قابل توصیف ... اغراق نمیکنم ای خدا ... هاج و واج می مانم از این دلدادگی ... کاروان سمت عشق ... با هر قدم ... عطر عاشقی می گرفت دنیا را ... عطری خاص که بویی این عاشقی ماندگار و ماندگارترین بویی عاشقی هست ... ومن در خیال خود ... در تجسم این عاشقی ... بگویم ماندم ... دروغی نگفتم ... حقیقتا عشق را سالار کاروان خلاصه کرد ... حقیقتا اهل این کاروان خود عشق بودند و هستن ... نگاشتم من با قلم ... قلمم تکیه کرد به دفتر عشق ... صفحات کنده میشدن... هر کدام به دنبال یک معشوق ... ومن با چشم های گریان ... مانده بودم میان هفتاد و دو تن معشوق زیبا ... صفحه ها آرام می آمدن یکی به یکی ... می نشست بر دفتر عشق ... با خون حک میشد به اسم ... تا رسید به طفل شش ماه ... خود قلم شد این قلم ... افتاد و هراسان ... توان از دست داد صاحب این قلم ... زجه زد با تصور این صحنه ... تا رسید به رسم عاشقی ... اسم ارباب امام حسین ع ... فهمید صاحب قلم ... دلیل این جمله ی .... این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست .... ارباب حسینم ... دستهایم خود قلم ... قلم بشود این دست ... اگر نگوید لبیک یا حسین ع ... من بگویم لبیک لبیک یا حسین ع ... روح وجسمم میشود از عطر عاشقی ... راه و رسم عاشقی را آموخت باید از حسین ... کاروان عشق صدایش میپچید به گوش ... کاش باشد هرلحظه و هر دمم با یاد شمع های روشن این کاروان ... تا نشانم دهد صاحب این کاروان ... راه و رسم عاشقی را ... پا به پای امام زمانم ... قدم عشق بردارم در راه امام زمانم ... عاشقی را ... دلدادگی را ... یاد بگیریم از اهل این کاروان🌾🌾🌾 لیلا اسربار
↻ در کربلا که موج زند آب روی آب ↻ از قحط آب گشته بپا،های و هویِ آب ↻ در ساحل فرات که خود مهر فاطمه است ↻ دارند کودکان حسينــــــــــ آرزویِ آب