سیب را من دوست دارم، سینیاش را بیشتر
بـاز مـیگـــویـم ، بلــــــــور آجینـــیاش را بیشتر
مـیکِشـد پیــوسته لبهـــایش مــرا تـا بـــاغِ گل
میچشم زان بـوستـان، شیرینیاش را بیشتر
بـوسـه بـاران مینمایم دست و پایش را مُـدام
صـــورتـش را مـیستــایـم ، بینـــیاش را بیشتر
چای عشقش،هرچه باشد نوشداروی من است
مــیپسنـدم بیـن قـــوری ، چینـیاش را بیشتر
مـیســراید شعــر و شــــاعــر مینمایـد دشت را
جمــلـه را حفظـــــم ، ولــی آیینــــیاش را بیشتر
گـرچـه دیـــوانـش تمــامـاً دل به یغمـــا مـیبــرد
نـــــوش بـایـد کــرد ، امّــــا معنـــیاش را بیشتر
مـینشینـد بــا کتــــــابـش روی کـانـاپـه چـو گُل
دوست دارم من، ولیکن دینــیاش را بیشتر
حــــرمتـــی بنمــود ، سیب آورد بــرایــم صبحـدم
سیب را من دوست دارم، سینیاش را بیشتر
#محمدرضا_فتحی
🌷@sherziba110🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#امام_زمان
ای سوخته بال و پر شبیه زهرا
آرام بگیر کُنجی از صحن رضا
در روز ظهور منتقم، ابراهیم!
برگرد دوباره در رکاب مولا
#رئیسی_عزیز
#جواد_محمدی_دهنوی
نذر مادران شهدا 💔🥀
هنوز بوی تو را میدهند گلدانها
گرفته نور ز پیراهن تو کنعانها
گرفته کوچهٔمان آبرو ز خون تو و
به عکسهای تو آذین شده خیابانها
سپید کرده غمت مو و روی مادر را
شبیه ابر که باریده است بارانها
به انتظار تو در هر دمم که در سینی
اضافه است همیشه یکی ز لیوانها
بیا به خلوت شبهای گریهآلودم
مرا ز پای در آورده است کتمانها
بهقدر چند غزل پيش مادرت بنشین
اگرچه درد دلش بوده قدر دیوانها
پس از تو زرد شده برگ شمعدانیها
پس از تو پر شده تقویم از زمستانها
سفر بهخیر عزیزِ همیشه در سفرم
سفر بهخیر که تن نیست جای انسانها
تو را تصدّق دین محمدی کردم
خدا کند که بيفتد قبول، قربانها
#امیرحسین_پورعزیز
#صبحتبخیرمولایمن
🏝سلام آفتاب مهربانی،
مهدی جان
جمعه که میشود،
کبوتر دلم،
بیقرار،
به قفس سینه میکوبد
انگار هواییتر می.شود ...
جمعه که میشود ،
آسمان قلبم ،
ابریتر است
هوای چشمانم،
بارانیتر ...
جمعه که میشود،
جانم در آتش هجرانتان ،
سوختهتر ،
تفتیدهتر است
جمعه که میشود
یاد شما میوزد
فضا پر از
عطر نرگس میشود...🏝
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
هر که را صبح شهادت نیست شام مرگ هست
بی شهادت مرگ با خسران چه فرقی می کند..
#سیدمحمدمهدی_شفیعی
#صبحشهادتتمبارکشهیدجمهور🏴
برای رییس جمهور شهید ومظلومم
باران و مه با آسمان همدست بودند
آن شب بهاران با خزان همدست بودند
گشتند دنبال تو در کوهها و دیدند
انگار دردِ آب و نان همدست بودند
پشت سر تو میدویدند اشکهایم
تابوتها با کاروان همدست بودند
رد میشدی از قم ولی انگار آن شب
صد کربلا با جمکران همدست بودند
خواندند از انگشتر و عمامه و تن
آن روز چندین روضهخوان همدست بودند
ای بت شکن، ای مهربان، خوش خُلق، انگار
در خَلقِ تو پیغمبران همدست بودند
در کُشتنت نامردهای بیشماری
با طعنه و زخم زبان همدست بودند
شب شد به آرامش رسیدی، شاید آن شب
صدها مَلَک وقت اذان همدست بودند
#زهراسادات_موسویمقدم
#شهید_جمهور
به آسمان زد و چون نور بینهایت شد
پرنده پر زد از این خاکدان و راحت شد
شهادت آمد و دستش گرفت و با خود برد
دعای خادم خوان رضا اجابت شد
#شهید_جمهور
#محمد_رضا_طهماسبی
بسم الله الرحمن الرحیم
نذر مادران شهدا
هنوز بوی تو را میدهند گلدانها
گرفته نور ز پیراهن تو کنعانها
گرفته کوچهمان آبرو ز خون تو و
به عکس های تو آذین شده خیابانها
سپید کرده غمت مو و روی مادر را
شبیه ابر که باریده است بارانها
به انتظار تو در هر دمم که در سینی
اضافه است همیشه یکی ز لیوانها
بیا به خلوت شبهای گریهآلودم
مرا ز پای در آورده است کتمانها
به قدر چند غزل پيش مادرت بنشین
اگرچه درد دلش بوده قدر دیوانها
پس از تو زرد شده برگ شمعدانیها
پس از تو پر شده تقویم از زمستانها
سفر بخیر عزیزِ همیشه در سفرم
سفر بخیر که تن نیست جای انسانها
تو را تصدق دین محمدی کردم
خدا کند که بيفتد قبول، قربانها
#امیرحسین_پورعزیز