گل و بلبل
از صائب تبریزی
نه از گل میگشاید دل، نه از گلزار، عاشق را
که باغ دلگشایی نیست غیر از یار، عاشق را
به بوی گل، ز خواب بیخودی بیدار شد بلبل
زهی خجلت که معشوقش کند بیدار، عاشق را
شاهکارهای صائب تبریزی و کلیم کاشانی، ص ۲۹.
#بلبلوگل
#صائبتبریزی
بلبل و گل
از کمال اجتماعی جندقی
بلبل اگر از دام و سرانجام خبر داشت
میسوخت چو پروانه و آواز نمیکرد
گل نیز گر آگاه ز بیداد خزان بود
از عقدهی دل، غنچهی خود باز نمیکرد
اسم گل، منتخب اشعار اجتماعی جندقی، ص ۱۷۲.
#بلبلوگل
#اجتماعیجندقی