eitaa logo
خط شیعه | سیدسجاد
1.4هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
871 ویدیو
3 فایل
سیدمحمدصادق سجاد #طلبه @s_mohamad_s_sajad :👤 😍 با همه ی وجود سعی میکنم راه حق رو روشن کنم... ❌ #کلیپ_نقد ❓ #پاسخ_به_شبهات 📚 #خط_شیعه منبعی برای دریافت معارف، چهارده معصوم علیهم السلام.
مشاهده در ایتا
دانلود
🏷 ⚫️ چگونه در ثواب عزاداری امام زمان ارواحنا فداه در محرم سهیم باشیم؟ 🔹 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و اله : ‌📖 مَنْ عَزَّى مُصَاباً كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْتَقِصَ مِنْ أَجْرِ الْمُصَابِ شَيْئاً. ▪️ هرکس به عزاداری تسلیت بگوید، به اندازه اجر آن عزادار بدون این که از اجر او کاسته شود به تسلیت گوینده اجر داده می شود. 📚 الكافی، ج ۳ ص ۲۰۵ ◼️ در عزاداری ها به صاحب این عزا امام زمان عجل الله تعالی فرجه اینگونه تسلیت بگوییم: آجَرَکَ الله یا بَقیَّهَ الله فی مُصیبَة جَدِّکَ الحُسین علیه السلام" 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
🏷 ورود به کربلا در گزارش سید بن طاووس، این جمله وارد شده که حضرت بعد از رسیدن به کربلا و سوال از مکان این جمله را فرمودند: ◼️ ...وَ أَخَذَ حُسَيْناً بِالنُّزُولِ فَسَأَلَهُ ع عَنِ الْأَرْضِ قِيلَ كَرْبَلَاءُ فَقَالَ أَرْضُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ كَانَ الْيَوْمُ الثَّانِي مِنَ الْمُحَرَّمِ فَقَالَ انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِكَابِنَا وَ سَفْكُ دِمَائِنَا... 🔰 اینجا فرود آیید. به خدا قسم، اینجا جایگاه کاروان ما و محل ریخته شدن خون ماست. به خدا قسم، همین جا، جای قبرهای ماست. به خدا سوگند، اینجا همان جایی است که اهل حرم ما به اسارت گرفته می‌شوند. جدم این خبر را به من داد. 📚:الملهوف علی قتلی الطفوف ص۱۳۹ 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
🏷 🚩 در ذکر مصیبت مذبح شریف 🚩 🥀 امام «علیه‌السلام» فرمود: ای شمر! تو را به خدا قسم می‌دهم که نقاب از صورت خود برداری تا تو را ببینم. آن لعین نقاب برداشت، امام « علیه‌السلام» فرمود: صدق رسول‌الله، راست فرمود جدّم رسول‌خدا... 🥀 آن ملعون عرض کرد: جدّت چه گفته؟! 🥀 فرمود: شنیدم از او که به پدرم می‌فرمود: یا علی؛ کشنده فرزند تو پیس و لوچ خواهد بود، و او را پوزه‌ای مانند پوزه‌ی سگان و موهائی مثل موهای خوکان باشد. 🥀 شمر چون این حدیث را شنید خشمناک شد و گفت: چون جدّت مرا به سگ شبیه کرده است، من تو را به بدترین شکل خواهم کشت و سرت را از قفا جدا خواهم کرد... 📚 نخبةالمصائب، میرزا حبیب شریف کاشانی رضوان‌الله تعالی علیه، تحیق و بازنویسی: سید مجید نجفی 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
🏷 ◼️ هر کس آماده شده با ما حرکت کند... ▪️سید الشهدا علیه السلام قبل از حرکت به سمت کوفه فرمودند: 📖 مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا 🔻هر کس که حاضر است جان خود را در راه ما فدا کند و روحش را برای ملاقات خدا آماده ساخته، با ما کوچ کند 📚 لهوف، ص۶۱. 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
مناجات با امام حسین (ع)نماهنگ دلبرم.mp3
زمان: حجم: 3.1M
دلبرم زیباترین انتخاب من عمر من مهر و مهتاب من ارباب من 🎙 حسین ستوده ◼️ #⃣ 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
🏷 ◼️ ورود امام حسین علیه السلام به کربلا ابن اثیر، عالم سنی‌مذهب در کتاب اسدالغابه می‌نویسد: 📖 فَخرجتُ معه عَلَى شَاطِئِ الفُرات، فعَدَلَ عَنِ الطَّريق وَ وَقَفَو وَقَفنَا حَولَه، فقال بيده: هذا موضعُ رِواحِلهم، ومُناخُ رِكابِهم ومُهَراقُ دِمائِهِم. بأبي مَن لا ناصرَ له في الأرضِ ولا في السَّماء إلا اللهُ! فلما قُتِلَ الحسينُ خرجتُ حتَّى أتيتُ المكانَ الذي قَتَلُوه فيه، فإذا هو كَما قال، ما أخطأَ شَيئاً. 📝 راوی می‌گوید: با علی علیه‌السلام بر کناره فرات بیرون آمدیم که از راه کناره گرفت و ایستاد و ما هم گرد او ایستادیم. با دستش اشاره کرد و فرمود: این‌جا جایگاه اسباب سفر و خوابگاه مرکب‌هایشان و محل ریختن خونشان است. پدرم فدای آن که در زمین و آسمان یاوری جز خدا ندارد. راوی می‌گوید: هنگامی که امام حسین علیه‌السلام کشته شد بیرون آمدم تا به‌مکانی که او را در آن‌جا کشته بودند رسیدم. درست همان‌گونه بود که علی علیه‌السلام گفته بود و حرفش کوچکترین خطایی نداشت. ➖ مرحوم سیدبن‌طاووس در کتاب لهوف می‌نویسد: 📖 فَلَمَّا وَصَلَهَا قَالَ: مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْضِ فَقِيلَ كَرْبَلَاءُ فَقَالَ‏: اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلَاءِ. ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا. بِهَذَا حَدَّثَنِي جَدِّي رَسُولُ اللَّه‏. 📝 در روز دوم محرّم به كربلا رسيدند، امام حسين عليه السّلام پرسيد: «نام اين زمين چيست؟» گفته شد: كربلا فرمود: خدايا من پناه مى‏برم به تو از اندوه‏ و بلا. سپس فرمود: «اينجا محل اندوه و بلا است، فرود آييد». در همين جا فرود آييد، سوگندبه‌خدا همين‌جا جاى پياده شدن ما و محل ريختن خون ما و محل قبرهاى ما است. سوگند به خدا در همين جا اهل‌بيت من به‌اسيرى برده شوند. جدّم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به من چنين خبر داده است. 📚 لهوف، سید بن طاووس، ص۸۰_۸۱. 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
🏷 | خطبه ۱۸۳ 🏷 🔰 حساب همه ، به طور دقيق محفوظ است... 📖 وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَيْء قَدْراً، وَ لِکُلِّ قَدْر أَجَلا، وَ لِکُلِّ أَجَل کِتَاباً 🔻خداوند براى هر چيز اندازه اى قرار داده و براى هر اندازه اى سرآمدى و براى هر سرآمدى حساب دقيقى مقرّر داشته است) ✍ نکات: آرى! همه ذرّات اين عالم حساب دارد و همه چيز در لوح محفوظ ثبت است همان گونه که تمام موجودات اين عالم سرآمدى دارند که روزى فرا خواهد رسيد و عمرشان پايان مى گيرد و اين درسى است آموزنده براى همه انسانها که از يک سو بدانند زندگى پايدار نيست و از سوى ديگر بدانند که حساب همه از جمله اعمال آنها، به طور دقيق محفوظ است. 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴اللَّهُمَّ بَارِكْ لِمَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَان‏🏴 ▪️ روز دوم محرم ▪️ ❁ زمانی که امام حسین علیه السلام به کربلا رسیدند، از اسامی این سرزمین پرسیدند... وقتی حضرت نام «کربلا» را شنیدند فرمودند: اللهمّ انّی اعوذ بِک مِنَ الکربِ و البَلا خدایا پناه می برم بر خودت از همه مشکلات و بلاها ❁ منتهى الآمال ص۳۵۴ 🔸️جهت رفع حوائج تون با نیت احادیث و فضائل امام حسین علیه السلام را ترویج دهید... ارسال حتی برای یک نفر 🔸️ 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
🏷 ◼️ جملاتی که دل سنگ را آتش می‌زند... | درد و دل‌های حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها با سر بریده پدر در خرابه شام ... در نقل‌ها آمده است: 🥀 در يكي از شب‌هاي اقامت اسيران در خرابه شام، حضرت رقيه (عليهاالسلام) پدرش را در خواب مي‌بيند و پريشان از خواب برمي خيزد. او گريه كنان مي‌گويد: من پدرم را مي‌خواهم! هر چه اهل خرابه خواستند او را ساكت كنند، نتوانستند. 📖 فَعَظُمَ ذلكَ عَلىٰ أهلِ الْبَيتِ، فَضَجّوا بِالْبُكاءِ و جَدَّدوا الْأحزانَ، و لَطِمُوا الْخُدودَ، و حَثّوا عَلىٰ رُؤوسِهِم التُّرابَ، و نَشَروا الشُّعورَ ▪️داغ همه از گريه او تازه تر گرديد و همه به گريه و زاري پرداختند و بر صورت ها لطمه زذند و خاک بر سر ریختند و موی پریشان کردند. 🥀 صدایشان به گوش یزید رسید. آن ملعون گفت چه شده است؟ گفتند: دختر خردسال امام حسين (عليه‌السلام) پدرش را خواب ديده است و او را مي‌خواهد. 📖 قالَ ارْفَعُوا رَأسَ أبيها و حَطّوهُ بَينَ يَدَيْها لِتَنظُرَ إليه، و تَتَسَلّىٰ به. فَجاؤوا بِالرَّأسِ الشَّريفِ إلَيْها مُغَطّىٰ بِمِنْدِيلٍ دِيبَقِيٍّ، فَوَضَعَ بَينَ يَدَيْها، ▪️یزید گفت: سر بريده پدرش را برایش ببرید تا به آن نگاه کند و آرام بگیرد. پس آن سر مطهر را در درون طبقي نهادند و روي آن را با پارچه اي پوشاندند و جلوي او گذاشتند. 🥀 شدت ضعف و گرسنگي، كودك را به توهّم انداخته بود. او گريه مي‌كرد و مي‌گفت: من كه غذا نخواستم؛ من پدرم را مي‌خواهم. مأموران گفتند: اين پدرت است. وقتي رقيه سلام‌الله‌علیها روپوش را كنار زد، دید سر بريده پدر است. آن را برداشت و به سينه چسباند و دلسوزانه مي‌گفت: 📋 يَا اَبَتَاه! مَن ذَا الّذِي خَضَبَكَ بِدِمَائِكَ؟ ▪️اي پدر! چه كسي صورتت را با خون سرت رنگين كرد؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن ذَا الَّذِي قَطَعَ وَرِيدَكَ؟ ▪️ چه كسي رگ‌هاي گلويت را بريد؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن ذَا الَّذِي اَيتَمَنِي عَلي صِغَرِ سِنِّي؟ ▪️چه كسی مرا در اين خردسالی يتيم كرد؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن بَقِيَ بَعدَكَ نَرجُوهُ؟ ▪️ای پدرجان! به چه کسی بعد از تو امید داشته باشیم؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن لِليَتِيمَةِ حَتَّي تَكبرُ؟ ▪️چه کسی یتیمت را سرپرستی می کند تا بزرگ شود؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن لِلنِّسَاءِ الحَاسِراتِ؟ ▪️چه كسي بانوان را در پناه خود مي‌گيرد؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن لِلاَرَامِل المُسبَيَاتِ؟ ▪️چه كسي زنان بيوه شده را آشيان مي‌دهد؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن لِلعُيُونِ البَاكِيَاتِ؟ ▪️چه كسي اشك از چشم‌هاي اشك بار پاك مي‌كند؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن لِلضَّايِعَاتِ الغَريبَاتِ؟ ▪️چه كسي زنان آواره را مأوا مي‌دهد؟ يَا اَبَتَاه! مَن لِلشُّعُورِ المَنشُورَات؟ ▪️چه كسي موهاي پريشان مان را مي‌پوشاند؟ 📋 يَا اَبَتَاه! مَن بَعدُكَ؟وَا خَيبَتَاه مِن بَعدِكَ، وَا غُربَتَاه! يَا اَبَتَاه! لَيتَنِي لَكَ الفِدَاءُ! يَا اَبَتَاه! لَيتَنِي قَبلَ هَذَا اليَومِ عُميَاءٌ! ▪️ پس از تو كه... واي بر خواري پس از تو؟ واي از غريبي! كاش پيش از ديدن اين روز كور مي‌شدم! 📋 یاَ اَبَتَاهُ! لَيتَنِي تَوَسَّدتُ التُّرَابَ وَ لا اَریٰ شَيبَكَ مُخضَباً بِالدِّمَاءِ ▪️كاش چهره در خاك مي‌بردم و محاسن تو را خونين نمي ديدم. 🥀 سپس آن قدر گريه كرد تا از هوش رفت و ناله اش براي هميشه خاموش گرديد. صداي گريه بالا گرفت و مصيبتي ديگر بر دل داغدار اهل بيت علیهم‌السلام نشست. 📚نفس المهموم،ص۴۵۶ 📚أسرار الشّهادة،ص ۵۱۵ ✍ سلام تازه ز ره آمده، گلویت کو؟! سلام همسفر نی سوار من بابا چقدر حرف برای تو داشتم حالا بیا کمی بغلم کن قرار من، بابا من از خرابه نشینی و گریه خسته شدم تو هم ز سنگ لب بام و ضربه خسته شدی منم شبیه رخ عمه ام شکسته شدم تو هم ز نیزه نشینی پدر شکسته شدی تمام درد تنم را ز یاد بردم من تنور خانه ی خولی چه کرد با سر تو تو چوب خوردی و من هم لگد عزیز دلم فدای نرگس چشمت سه ساله دختر تو شنیده ای سر بازار ها چه شد یا نه؟! شنیده ای سر بازار زیورم گم شد مپرس معجر خود را چگونه گم کردم فقط بدان سر بازار معجرم گم شد به عمه گفته ام امروز شانه ای بزند به گیسوان پریشان و مختصر مویم از آن زمان که تو رفتی همه کسم شده است تمام درد و دلم را به عمه میگویم 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏷 🏷 🏷 ◼️ زِ خانه‌ها همه بوی طعام می‌آمد / ولی به جان تو بابا، گرسنه خوابیدم ... بنابر نَقلی امام سجاد علیه‌السلام چنین فرمودند: 🥀 همینکه به دروازهٔ شام رسیدیم، ما را سه ساعت آنجا نگه داشتند که از یزید اذن بگیرند و بعد داخل شدیم، و حال آن که یهودی و نصرانی بی‌اذن داخل می‌شدند، و به این سبب آن را دروازه "ساعات" نامیدند، و قبلا به آن دروازه "حلب" می‌گفتند. 🥀 از آن دشوارتر، حضرت فرمودند: اول صبح بود که ما را وارد شام نمودند و نزدیک غروب بود که این عیال اسیر و کودکان را، گرسنه بر درِ خانهٔ یزید آوردند و حال آنکه تا درِ خانهٔ آن ملعون چندان مسافتی نبود و در این مدت، ما را در کوچه و بازارهای شام می‌گرداندند. 📚انوار الشهادة،یزدی، ص۲۳۴ ➖ بنابر نَقلی دیگر امام سجاد علیه‌السلام فرمودند: 🥀 هنگامى كه ما را در خرابه شام قرار دادند، در آنجا انواع رنج‌ها و سختی‌ها را بر ما روا داشتند ... 🥀 روزى عمّه‌ام زينب‌کبری سلام‌اللّه‌علیها را دیدم که ديگى بر روى آتش نهاده است. گفتم: عمّه جان! اين ديگ چيست؟ عمّه‌ام فرمودند: كودكان گرسنه‌اند... خواستم به آنها وانمود کنم كه برايشان غذا مى‌پزم و بدين وسيله آنان را آرام کنم ... 📚ریاحین الشریعه، ج۳ ص۱۸۵ ✍ دَمِ اذان پدرم نانِ تازه‌ای آورد که بویِ تازگی‌اش بر مشام می‌آمد به یادِ روضهٔ طفلی سه ساله اُفتادم زِ خانه ها همه بوی طعام می‌آمد برای عمه که بَد شُد گرسنه خوابیدم اگر چه با شِکمِ سیر می‌زدند مرا به جان تو اثرِ تازیانه یادم رفت چقدر با سرِ زنجیر می‌زدند مرا عجیب شهرِ شلوغیست هر طرف بِرَوَم برایِ دخترت از سنگ مَرحَمَت دارند کمی مواظبِ من باش از سرِ نیزه همیشه چشم چرانها مزاحمت دارند کسی نگفت ندارم پدر امان بدهید و فرصتی نه به من که , به خیزران بدهید کسی نگفت که نان از شما نمی‌خواهد پدر نخواست سرش را به او نشان بدهید طنابِ گردنِ من بسته بود به دستِ رُباب میان راه زمین می خوریم و می‌خندند یهودی است و مسلمان کنارِ هم اینجا کُتَک از آن و از این می خوریم و می‌خندند 🚩 | شیعه لاین👇 📎 https://eitaa.com/ShiaLine