eitaa logo
شیفتگان تربیت
13.7هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
21.4هزار ویدیو
1.5هزار فایل
﷽ « تربیت : یعنی که #خـــــــــود را ساختن بعد از آن بر دیگـــــــــران پرداختنـ ...💡» • مباحث تربیتی - معرفتی و بصیرتی 🪔 • ⊹ 🕊༉ - کانال را به دیگران هم معرفی فرمائید🌱؛ #تبلیغات نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃 مرد سرمایه داری💵💰 در شهری زندگی میکرد اما به هیچکس ریالی کمک نمیکرد.🤷‍♂ فرزندی هم نداشت. ❌ و تنها با همسرش زندگی میکرد.🧕👨‍💼 در عوض قصابی در آن شهر بود که به نیازمندان گوشت رایگان میداد.😍 روز به روز نفرت مردم👨‍👩‍👧‍👦👨‍👩‍👧 از شخص سرمایه دار💰💰 بیشتر میشد🤢😤 مردم هرچه او را نصیحت میکردند که این سرمایه را برای چه کسی میخواهی؟ در جواب میگفت: زندگی من به کسی ربط ندارد. 😏😒 تا اینکه او مریض شد😧🤕🤒😷🤧 احدی به عیادتش نرفت❌ و در نهایت در تنهایی جان داد.😱 هیچ کس حاضر نشد به تشییع جنازه او برود... همسرش به تنهایی او را دفن کرد😔 اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نداد.❌ او گفت کسی که پول گوشت را پرداخت میکرد دیروز از دنیا رفت...!!😲😮 ⭕️قضاوت کار ما نیست...!!!⭕️ ✅ با ما همراه شوید... 🔗 ایتا: 🌐http://eitaa.com/ShifteganeTarbiat
👌 مردی🧔 به نزد کدخدا👳‍♂ که فرد حکیمی بود رفت و گفت در کوچه ما خانه ای 🏠است که زنی به همراه دخترش 👩‍👧در آنجا زندگی میکند و مردان🙎‍♂🤵👨‍🎨👨‍✈️ زیادی در آنجا رفت و آمد می‌کنند و من به شدت به آنان مشکوک 🧐و بدبینم😣. حکیم👳‍♂ به ا‌و گفت اینبار به آنجا برو، کیسه ای بردار و هر بار که شخصی وارد آنجا شد سنگی در آن بیانداز و پس از یک هفته نزد من بیا. مرد🧔 این کار را کرد و پس از چند روز کیسه او پر و سنگین شد😧، اما به خاطر حرف حکیم👳‍♂ تا یک هفته به کارش ادامه داد. پس از یک هفته کیسه سنگ را برداشت و به زحمت خودش را به نزد حکیم 👳‍♂رساند و از سنگینی سنگها شکایت کرد... حکیم 👳‍♂گفت: آن خانه،🏠 خانه دانشمندی👨‍⚖ بود که پس از فوتش وصیت کرد تا شاگردانش👩‍💻👨‍💻👷‍♀👷‍♂👩‍🏫👨‍🏫 از کتابخانه 📚📚بزرگ و ارزشمند او استفاده کنند؛ به همین دلیل است که شاگردان 👩‍💻👨‍💻👷‍♀👷‍♂👩‍🏫👨‍🏫 او دائم به خانه 🏠آنها در رفت و آمد هستند. 🔥اما تو که با کیسه سنگینی خسته و بی تاب شدی 😞در قیامت با بار گناهی که هر بار با فکر و ظن بد 😨😰در مورد آن خانه 🏠برای خودت جمع میکردی چه میکنی؟!😱 ✅ با ما همراه شوید... 🔗 ایتا: 🌐http://eitaa.com/ShifteganeTarbiat
‌ 📚 روزی ( علیه السلام ) در كوه طور ، به هنگام مناجات عرض كرد : ای پروردگار جهانیان ! جواب آمد : لبیك! سپس عرض كرد : ای پروردگار اطاعت كنندگان! جواب آمد :‌لبیك! سپس عرض كرد :‌ای پروردگار گناه كاران ! موسی علیه السلام شنید :لبیك، لبیك ، لبیك! حضرت گفت : خدایا به بهترین اسمی صدایت زدم ، یكبار جواب دادی ؛ اما تا گفتم : ای خدای گناهكاران ، سه مرتبه جواب دادی ؟خداوند فرمود : ای موسی ! عارفان به معرفت خود و نیكوكاران به كار خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند ؛ اما گناهكاران جز به فضل من پناهی ندارند و اگر من هم آنها را از درگاه خود ناامید گردانم به درگاه چه كسی پناهنده شوند؟ 📚:قصص التوابین/ص 198 •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃http://eitaa.com/ShifteganeTarbiat
🌹 «شیبانی» می‌گوید: امام صادق علیه السلام را دیدم که بیل به دست داشت و مشغول کار بود و عرق از پشت وی می‌ریخت. عرض کردم: به من اجازه دهید تا این کار را من انجام دهم، امّا ایشان فرمود: من دوست دارم مرد در طلب معیشت به گرمای آفتاب اذیت شود. همچنین «فضل بن ابی قرّه» می‌گوید: امام را بیل به دست در حال کار دیدم و عرض کردم: بگذارید من یا غلامان این کار را انجام دهند. ایشان در پاسخ به من فرمود: نه، رهایم کنید، می‌خواهم خدای متعال مرا در حالیکه با دست خود کار کنم و مال حلال را با اذیت نفس خویش تهیه می نمایم، ببیند. 📙(وسايل •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🍃http://eitaa.com/ShifteganeTarbiat
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌 مردی به نزد کدخدا که فرد حکیمی بود رفت و گفت در کوچه ما خانه ای است که زنی به همراه دخترش در آنجا زندگی میکند و مردان زیادی در آنجا رفت و آمد می‌کنند و من به شدت به آنان مشکوک و بدبینم. حکیم به ا‌و گفت اینبار به آنجا برو، کیسه ای بردار و هر بار که شخصی وارد آنجا شد سنگی در آن بیانداز و پس از یک هفته نزد من بیا. مرد این کار را کرد و پس از چند روز کیسه او پر و سنگین شد، اما به خاطر حرف حکیم تا یک هفته به کارش ادامه داد. پس از یک هفته کیسه سنگ را برداشت و به زحمت خودش را به نزد حکیم رساند و از سنگینی سنگها شکایت کرد... حکیم گفت: آن خانه، خانه دانشمندی بود که پس از فوتش وصیت کرد تا شاگردانش از کتابخانه بزرگ و ارزشمند او استفاده کنند؛ به همین دلیل است که شاگردان او دائم به خانه آنها در رفت و آمد هستند. 🔥اما تو که با کیسه سنگینی خسته و بی تاب شدی در قیامت با بار گناهی که هر بار با فکر و ظن بد در مورد آن خانه برای خودت جمع میکردی چه میکنی؟! •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•