در عجبم چطور داداشم بو میکشه که کدوم اتفاقات زیر سر من بوده
حالا من که گردن نمیگیرم دلیل خاموش شدن لپتاپ این بوده که من برق پریز های اون اتاقو اندکی قطع کردم
و خوشبختانه اونم نمیدونه کلیدی برق پریز و لامپا جداست
و با این حال نمیدونم چجوری بهم مظنونه
ولی پرام ریخت وقتی گفت این قضیه عجیبه و ربطش داد به سه فاز
و پرام ریخت که میدونست سه فاز چیه
یه چیز عجیب
یه گوشی که خیلی وقته صاحبش معلوم نیست رو آوردیم و داشتیم میدیدیم چی توشه
یهو داداشم گفت قدیما هم انیمه میدیدی؟
و بعد از عکسی که بهم نشون داد...
با یه پوشه پر از امورو و کونان و پلیسا و کایتوکید و هیجی و کازوها و اینا مواجه شدیم🤣
من خیلی جدی رو به مامانم: مامان اون سیگارو بده من
پسر عموم: تو مگه سیگاری ای؟😨
مامانم بسته چوب شور رو بهم میده*
پسر عموم: اینکه سیگار نیس😐
من:😏🤣
اومدم بگم منم همینطور
مثال های محدودی یادم اومد که این قضیه رو نقض میکنه
و یه دلیل برای این مدلی خوردن پیدا کردم
پس قضیه کنکله
هدایت شده از My safe Place🚭
میام ایتا سردرد میگیرم از فشار و اعصاب ولی نمیگم کاش هیچوقت ایتا نداشتم چون ممکنه به دوستای مجازی_ایتایی بر بخوره و وجودشون بره زیر سوال! همتون هم میدونید چه حس بدیه