یه نکته ای رو باید یادآوری کنم. اغلب سعی کردم خودم رو جای فرد مقابل بذارم و درکش کنم و ازش به دل نگیرم. سعی کردم شرایطشونو در نظر بگیرم و وقتی که لازمه ازادشون بذارم.
درسته که شرایط دیگران رو میبینم.. ولی شرایط خودم رو هم میبینم..🙂
اگه حال خراب بقیه رو میبینم.. متاسفانه اونقدر از خود گذشته نیستم که حال خودم رو ایگنور کنم و پا بذارم روش، و اونقدر ابرازگر نیستیم که بتونم تفکرات و دلایلم رو باهاشون به اشتراک بذارم.
Tsukino…!
یه نکته ای رو باید یادآوری کنم. اغلب سعی کردم خودم رو جای فرد مقابل بذارم و درکش کنم و ازش به دل نگی
متاسفانه چیزی که میبینید، نصفش زیر آبه.
اتفاقا دلیل ترسم از مردم هم همینه. چون هرکسی یه بخش و قسمتیش زیر آب و خاک و... مخفیه و قرار نیست بهتون بگه.
Tsukino…!
یه نکته ای رو باید یادآوری کنم. اغلب سعی کردم خودم رو جای فرد مقابل بذارم و درکش کنم و ازش به دل نگی
در موارد دیگه، سعی میکردم که رفتارم رو تنظیم کنم تا به بقیه آسیب نرسه.. تا نه سیخ بسوزه و نه کباب.
ولی متاسفانه الان اینقدر با خودم درگیرم که هم سیخ داره میسوزه و هم کباب.
Tsukino…!
در موارد دیگه، سعی میکردم که رفتارم رو تنظیم کنم تا به بقیه آسیب نرسه.. تا نه سیخ بسوزه و نه کباب. و
و ترسناک ترین بخش اونجاست که بقیه هم دقیقا در همین وضعیتن😂
Tsukino…!
فقط یه صفحه دیگه مونده.. تحمل کن..
واقعا چرا معلم باید بخواد امتحان بگیره؟ و من چرا باید نصفه شبی یادم بیافته؟؟