Tsukino…!
#چالش برید توی پینترست و هر کدوم از این کلمات رو سرچ کنید، تصویر اول از سمت چپ جوریه که پینترست شما
اگه این چالش یکم متفاوت بود چی؟
اگه پینترست شخصی سازی نمیکنه خودمون میکنیم👽
Tsukino…!
اگه این چالش یکم متفاوت بود چی؟ اگه پینترست شخصی سازی نمیکنه خودمون میکنیم👽
اینجوری یه بار دیگه رفتم.. اگه ماه تولد فرده، از چپ و اگه ماه تولد زوجه از راست.. شروع به شمارش کردم به اندازه روز تولد..
و به جز دوتاش که عکس باز نشد نتیجه جالب بود
Tsukino…!
#چالش برید توی پینترست و هر کدوم از این کلمات رو سرچ کنید، تصویر اول از سمت چپ جوریه که پینترست شما
آها.. و این بار که سرچ میزدم اگه بر اساس این قرار بود برم نتیجه ی متفاوتی میگرفتم.. و اینجوری بودم که:👽👽👽👽👽
برای فارسی، بهمون گفتن یه نقد بنویسیم.
خیلی رو مخم بود...
ولی یهو به ذهنم رسید یه کتابی که چند سال پیش خوندم و جالب بوده رو انتخاب کنم.. و دوباره اون کتاب رو خوندم.. و اینبار خوندنش اینقدر تاثیر روم گذاشت که باعث شد به این فکر بیافتم که شاید این یه بهونه بوده برای اینکه دوباره اون کتاب رو بخونم.......
الان اگه نمره ی امتحان زبان امروز و فردا یا حتی نمره ی این رو نگیرم هم برام مهم نیست.. چیزی که با دوباره خوندن این کتاب بهش رسیدم خیلی خیلی بیشتر ارزش داره..
یه جایی از کتاب گفته بود که ...
«...همچنان که رضای او، رضا داد که من کاتبی باشم و بنویسم. میدانی چند بار، میان راه ماندم؛ تا در یک زمستان رو به بهار گل بدهم؟ میدانی آن درخت حالا چند ساله است؟
همه شکر من این است که جز نوشتن، کاری بلد نیستم. همه ی شوق من این است که جز نوشتن، هیچ شوقی مرا کامل نمیکند. کاتبم بانو!
اکنون نمیدانم که وقت پیرحالی من است یا ماندگی یا شادابی و شادسالی. اما هرچه هست، وقت نوشتن و گفتن است. رازش را آنانی که خواهند خواند، معلوم میکنند؛ اگر به یادشان بمانم. از مهر رضا، حصه ای برای خود برداشته ام؛ باری داده ام؛ نهالی نشانده ام. راستی چرا این حرف ها را واگو میکنم؟ راستش همین است که هنوز دل سیرِ سیر، از نوشتن این خانه نشده ام...»