هدایت شده از کانال بستجی♨️
افسانه دختر مراکشی و ساخت خیمه ایی برای امپراتور چین (قسمت دوم و پایانی)
افسانه ای در چین حکایت می کرد که روزی یک زن خارجی پیدا خواهد شد که خیمه ای برای امپراتور خواهد ساخت. چون هیچ کس در چین صنعت چادرسازی را نمی دانست، تمام مردم چین، که شامل نسل بعد از نسل امپراتوران هم می شد، چشم به راه وقوع این افسانه بودند. سالی یک بار امپراتور فرستاده هایش را روانه شهر ها می کرد تا هر جا که چشم شان به یک زن خارجی بیفتد، او را به دربار ببرند.
در تاریخ یاد شده زن کشتی شکسته به حضور امپراتور رسید. امپراتور توسط مترجم از او پرسید آیا می تواند چادر بسازد.
زن گفت: فکر می کنم بتوانم.
زن طناب خواست، اما چینی ها طناب نداشتند، پس زن با به یاد آوردن دوران بچگی و بزرگ شدن زیردست پدر ریسنده، ابریشم خواست و آن را ریسید و طناب را بافت. بعد تقاضای پارچه کرد، اما چینی ها پارچه نداشتند، پس زندگی خود با نساج ها را به یاد آورد و پارچه ی مناسب چادر را بافت. بعد تقاضای دیرک چادر کرد، اما چینی ها دیرک نداشتند، پس زندگی خود با دکل ساز را به یاد آورد و دیرک چادر را ساخت.
وقتی تمام این لوازم آماده شد، کوشید تمام چادرهایی را که در زندگی اش دیده بود به یاد آورد. سرانجام خیمه ای ساخت.
امپراتور از ساخت خیمه و به تحقق رسیدن پیشگویی افسانه مبهوت شد، به دختر گفت هر آرزویی دارد بگوید تا او برآورده سازد. دختر با شاهزاده ای زیبا ازدواج کرد و با فرزندانش در چین ماندگار شد و سالیان سال خوش و خوشبخت زندگی کرد.
او متوجه شد که گرچه ماجراهای زندگی اش به هنگام وقوع ترسناک به نظر می رسیدند، اما عبور از این مراحل، برای رسیدن به خوشبختی اش، ضروری بودند.
بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇
@Magic_Tales
https://eitaa.com/82262822/2562
شخصیت های درونت غالبا اولین بار در نقش شخصیت های رول و کاراکتر های داستانت ظاهر میشن.. بعد از مدتی وقتی توجه کنی میبینی عه! ریکشن من تو فلان موقعیت شبیه فلان شخصیته ها!
و کم کم وقتی بشناسیشون تازه خودشون رو بهت نشون میدن..
Tsukino…!
https://eitaa.com/82262822/2562 شخصیت های درونت غالبا اولین بار در نقش شخصیت های رول و کاراکتر های د
مدرکش هم اینکه شخصیت ماریوس اول از اعضای خانواده ی محو یکی از شخصیت های رولم بود.. بچه هایی که تو اون داستان شریک بودن و کامل میشناختنش و میشناختنم معتقد بودن ماریوس بخشی از خود منه.. و حدودا یک سال بعد از تولد ماری فهمیدم واقعا یه بعد از شخصیت منه.. یا حتی آنجلا و آنجلوس.. وقتی شروع کردم یه رول رفتنشون بعد از مدت خیلی طولانی فهمیدم نه فقط توی ذهن کاراکترم، بلکه تو ذهن من هم زندگی میکنن و همونقدر یا بیشتر زنده ان..
https://eitaa.com/82262822/2567
یکم تو فرعی ها و اینا بیشتر بگرد😔😂..
حتی رهگذری که یورو از کنارش رد شده😔😂
https://eitaa.com/48900391/2536
خجالت بکش چیکار من مظلوم داری 🤣
اصن دلت میاد دخترم؟
https://eitaa.com/31262414/4679
نظر لطف شماست پدر!
ما همیشه به آموزه های شما پایبندیم😔🤝