eitaa logo
Tsukino…!
37 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
387 ویدیو
7 فایل
با ما اگه، دشمن بشه تمام زمانه این مملکت، مملکت امام زمانه(؛ https://t.me/Marius_Sh
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
‹‹ سوره‌ی فتح ›› — — — — — |
هدایت شده از 𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
‹‹ دعای چهاردهم صحیفه سجادیه ›› — — — — — |
هدایت شده از 𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
‹‹ دعای توسل ›› — — — — —
هدایت شده از کانال بستجی♨️
داستان قربانی قبیله بت پرست و انگشت زخمی پادشاه سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی می کرد که وزیری داشت. وزیر همواره می گفت: هر اتفاقی که رخ می دهد به صلاح ماست. روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید، وزیر که در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ می دهد در جهت خیر و صلاح شماست! پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد. چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد. در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت قبیله ای رسید که مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی برای خدایانشان بودند، زمانی که مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست! آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند، اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید: چگونه می توانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید! به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد. پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت: اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه می گفتی هر چه رخ می دهد به صلاح شماست چه بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگی ام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟! وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمی بینید، اگر من به زندان نمی افتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا برای قربانی کردن انتخاب می کردند، بنابراین می بینید که حبس شدن نیز برای من مفید بود! ایمان قوی داشته باشید و بدانید هر چه رخ می دهد خواست خداوند است تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ماست. بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇 @Magic_Tales
هدایت شده از 🎭... Aurora.Mikaelson.
بترس از خدایی که چاره‌ای جز ملاقات با او نداری و مسیرت جز او پایانی ندارد.. -کلام‌حضرت‌امیرالمؤمنین- نامه¹⁵نهج‌البلاغه-
هدایت شده از 🎭... Aurora.Mikaelson.
یهو به خودت میای ترند های جدید اعتقادات جدید باورهای جدید تمایلات جدید زاویه دید جدید چیزایی که همیشه توی ذهنت میگفتی "داخلشون دخالت نمیکنم" ولی به خودت میای میبینی نرفتی سراغ سیاست ولی زاویه دید سیاسی پیدا کردی تاریخ نمیخونی،تاریخ برات میچینن و تو ناخوداگاه قبولش میکنی فیلم،موسیقی،صنعت سرگرمی رو برای سرگرمی قبول داری ولی به خودت میای میبینی دینت رو وسط فیلم و اهنگات گم کردی و متوجه نشدی به نمادگذاری اعتقادی نداری ولی نمادها اثرشون رو روی ناخوداگاهت گذاشتن میگی از میکاپ پسرا بدت میاد مردونگیشونو میگیره،و میبینی یه صباح بعد دیگه باهاش مشکلی نداری در مورد پوشش و لباس نظری نمیدی و میگی به من ربطی نداره،ولی دو روز بعد میبینی جهت گیری کردی و داری از یه قشر خاص دفاع میکنی. به گرایش های مختلف احترام میذاری،و به خودت میای میبینی دیگه حتی تریان و پدوفیل هم برات قابل احترام شده نمیتونی درست فکر کنی و خوب و بد رو تشخیص بدی. چرا؟ چون هیچوقت از ذهنیت امن "من دخالت نمیکنم" فاصله نگرفتی تو باید دخالت میکردی تو باید تحقیق میکردی تو باید کنجکاو میبودی ولی نبودی.