#بخش_اول
#روضه
بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ ، بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ...
(مادرش که اینجوری نمیگه ، زجه میزنه میگه داد میزنه میگه...
بُنَیَّ...)
اگر از روضه خود دور برانی تو مرا
من که دلبستهی این گریه وُ آهم چه کنم
(ان شاءالله امشب به عباسش بگه عباس ، خیمشو آماده کن اینو ما پذیرفتیم... همچین که حُر اومد بقلش کرد همینجور که بقلش گرفته بود تموم شد کار ، تا تو آغوش حسین قرار گرفت ابی عبدالله همین جور که حر رو بقل گرفته بود اشاره زد به عباس ، عباسم خیمهاش رو آماده کن قبولش کردم ، مگه میشه کسی درخونه ابی عبدالله بیاد آقا درو به روش ببنده درو به روش باز نکنه
حسین حسین...
حسین حسین...
نمیدونم چرا دلم سیر نمیشه از این ذکر ، یعنی اگه تو بخدا تا سحرم همینجور گریه کنی منم همینجور مناجات بخونم هی میخوام لابهلاش هی بگم حسین حسین حسین...)
بیا نگار آشنا
شبِ غمم سحر نما
مرا به نوکری خود(۲)
شها تو مفتخر نما(۲)
ای گل وفا حسین
معدن سخا حسین
می کشی مرا حسین
می کشی مرا حسین
حسین جان حسین...
به محرم ، به سیاهی ، به غمت محتاجم
گر نشد لایق دیدار نگاهم چه کنم
من اگر دور شوم از تو دلم می میرد
(دست خودم که نیست...)
بی تو درمانده و بی پشت و پناهم چه کنم(۲)
(کاروان ابی عبدالله از مدینه راه افتاد ، این دو تا آقازادهی بیبی حضرت زینب ، فداشون بشم قربونشون برم ، دنبال کاروان نبودند ، اینقدر به پدرشون اصرار کردن ، آخه بابا بذار ما هم بریم ، آخه عبدالله مریض احوال بود ، اینا قرار بود بایستن ، آقا بهشون فرموده بود شما کنار پدرتون بمونید گفتن چشم ، ولی تا کاروان راه افتاد ، دیدی مثلا بابات بهت میگه امسال نمیخواد بری کربلا اربعین ، میگی باشه ولی دلت بالاخره هی شور میزنه دیگه از این ور امر پدرِ خب باید گوش کنی از اون طرف هی میگی بابا میشه من برم امسال ، اجازه بده برم...
اومدن پیش بابا ، بابا آخه اکبر رفت قاسم رفت عبدالله رفت ، بنی هاشمیا همشون رفتن ، کسی دیگه تو مدینه نمونده ، به ما هم اجازه بده بریم ، عبدالله جعفر قبول کرد ، یه دست خطی نوشت برای ابی عبدالله و برا خواهرش ، دست خطُّ داد بهشون ، سریع برید خودتونو برسونید به کاروان ، نزدیکای مکه بود شاید نمیدونم ، که این دو تا سوار و دو تا آقازاده خودشونو رسوندن از اون دور منادی فریاد زد ، دو تا سوار دارن میان آقا ، یهو ابی عبدالله از دور نگاه کرد ، بی بی هم از محمل سرشو بیرون آورد کیه ، خدایا ، آخه دل بیبی هی تو این سفر👇👇
عضویت در کانال شعرائی آئینی 👇👇👇
@Shoaraye_aeinimadhankermanshah