#مصطفی_صدر_زاده
سلام شاید اسم من به گوشتون خورده باشه من مصطفی هستم 9⃣1⃣ شهریور سال شصت و پنج توی شوشتر به دنیا اومدم 👶🏻
پدرم پاسدار بود و جانباز مادرم هم از خاندان جلیله 💎سادات هستند
من یازده سالم بود که از اهواز به همراه✈️ خانواده به مازندران رفتیم خیلی موندگار نبود چون دوسال بعد به اومدیم شهیدیار بعد هم تهران
از همون دوران نوجوانی عاشق مسجد🕌 کارای فرهنگی بودم عضو بسیج شدم و یادگیری فنون نظامی هم شروع کردم💂🏻♀
در دوره ی جوانی توی حوزه علمیه📚 درس دین خوندم بعد از اون در دانشگاه رشته ی ادیان و عرفان رو ادامه دادم
ریا نباشه ولی بچه های محلمون و بچه های شهریار رو جمع میکردم و باهم کلاس ها و اردوها ی فرهنگی 🙋🏻♂و... برپا میکردیم
بالاخره هر آدمی عاشق❤️ میشه نتیجه ازدواج بنده در سال 86 هم یه دختر خانم خوشگل به اسم فاطمه 🧕🏼و یه آقا پسر گل به نام محمد علی👦🏻 هست
سال 92 بود برای دفاع از دین و حرم بی بی زینب داوطلبانه✌️🏻 رفتم سوریه اسم جهادیم هم سید ابراهیم بود (بهم میاد نه 😎) خیلی بچه فعالی🏃♂ بودم بخاطر همین هم فرماندهی گردان عمار و جانشینی تیپ فاطمیون رو به من سپردن
یادش بخیر خیلی زخمی میشدم🥀 اما شهید😔😭 نمیشدم یادمه ظهر تاسوعا درست یکم ابان سال 94 بود حضرت عباس زیر اسمو خط کشید💯 و منم به ارزوم رسیدم 🕊🌹
🌺ادمین نوشت🌺
وی در عملیات محرم در حومه شهر حلب به فیض شهادت نائل گشت و هم اکنون مزار این شهید بزرگوار در بهشت رضوان قرار دارد