#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- ماه رمضان برای احمد طعم خاصی داشت، انتظار ماه رمضان را میکشید که اعتکاف کند و شبهای قدر احیا و شب زنده داری نماید!
او رمضان را ایستگاهی برای توقف و به راه افتادن با نیروی بیشتر میدانست و سفارش میکرد که به ایتام رسیدگی کنیم، از بچههای کشافه میخواست هر کس چیزی با خود از خانه بیاورد و همه را به خانوادههای مستضعفی که میشناخت میداد، با این کار هم بخشندگی را به اعضای کشافه آموزش میداد و هم انجام کار گروهی و در واقع میخواست همه را در این امر مستحب شریک کند!
+شھیداحمدمشلب♥️
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- یکیازبرنامههایدائمحاجقاسم
گوشکردنِمستمرِ سخنرانیهای
قدیمیوجدیدحضرتآقابود. :)!
#شھیدحاجقاسم🌹
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- مدتی از پیروزی انقلاب گذشت.
شاهرخ نشسته بود مقابل تلویزیون، سخنرانی حضرت امام در حال پخش بود. داشتم از کنارش رد می شدم که یکدفعه دیدم اشک تمام صورتش را پر کرده. گفتم: شاهرخ، داری گریه می کنی؟! با دست اشکهایش را پاک کرد و گفت: امام، بزرگترین لطف خدا در حق ماست. ما حالا حالاها مونده که بفمهمیم رهبر خوب چه نعمت بزرگیه، من که حاضرم جونم رو برای این آقا فدا کنم.
#شھیدشاهرخضرغام🌹
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- ماه رمضان بود که عکسی برای من ارسال کرد. پرسیدم: آقامهدی موضوع این عکس چیه؟
در جواب پیامم گفت: سفره افطار مدافعان حرم را ببین همسرم. این عکس در دست تو بماند به امانت. تا آن زمان که من شهید شدم، آن وقت به کسانی نشان بده که میگویند: «هر کسی بره سوریه نونش تو روغنه» نشان بده و بگو: این سفرهافطار مدافعانحرم هست.
#شھیدسیدمهدیحسینی🌹
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- با خدای خودش عهد کرده بود که در یکی از شبهای قدر شهید شود شب 23 آخریـن شب قدر سال 1397دیده شـده بود که بسیار نگران و پریـشان حال است وقتی ازش سوال کرده بودن دلیل نگرانیت چیست؟
گفته بود: شبهای قدر تمام شدن و من شهید نشدم من با خدای خودم عهدی بسته بودم اما نشد.
شب 24 رمضان1397 جواب عهدش را خـدا داد و با لب تشنه به شـهادت رسید خـوشا به حالش که خداوند چه زیبا به قولش عمل کرد و او را به آرزوی دیرینه اش رساند .
#شھیدفردینسنجری🌹
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- دقیقاروزقبلشهادتش
برایمنوشـتمصطـفےجان،
دعاکنبـےبـے «س»اینبار
بهمنگاهڪند.وگفتمےروم
تاانتقامسیلےرقیہخاتون «س» رابگیرم
#شھیدحسینھریرے🌹
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- از شهدای بهزیستی
استان مازندران که با یک
زیر پیراهن راهی جبهه شد و
هیچکس در جبهه نفهمید كه او
خانوادهای ندارد. کم سخن میگفت و...
با سن کم سختترین کار جبهه
یعنی «بیسیمچی» بودن را قبول
کرده بود سرانجام توسط منافقین
اسیر شد برگه و کدهای عملیات
را قبل از اسارت خورد و منافقین
پس از به شهادت رساندن وی،
برای به دست آوردن رمز و کدهای
بیسیم، سینه و شکمش را شکافتند!
ولی چیزی نصیب آنها نشد...
#شهیدسیفاللهشیعهزاده🌻
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- همیشه با وضو بود،
موقع شهادت هم با وضو بود،
دقایقی قبل از شهادتش وضو گرفت
و رو به من گفت: انشاءالله
آخریش باشه و آخریش هم بود...
#شهیدمحمودرضابیضایی🌷
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
ماهنوزشهادتیبیدردمیطلبیم
غافلازآنکهشهادتراجزءبهاهلدرد
نمیدهند
#شهیدابراهیمهمت🌻
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- ماه رمضان بود که عکسی برای من ارسال کرد. پرسیدم: آقامهدی موضوع این عکس چیه؟
در جواب پیامم گفت: سفره افطار مدافعان حرم را ببین همسرم. این عکس در دست تو بماند به امانت. تا آن زمان که من شهید شدم، آن وقت به کسانی نشان بده که میگویند: «هر کسی بره سوریه نونش تو روغنه» نشان بده و بگو: این سفرهافطار مدافعانحرم هست.
#شھیدسیدمهدیحسینی🌹
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- حاجقاسم
هرسالایامماهمبارکرمضانفرزندان شهیدوخانوادههایشهدارودعوتمیکرد،
بیتالزهرا،افطاریمیداد،
میامدصندلیپایینمینشست
سخنرانی میکرد،
چهصحبتایعمیقوقشنگی...
سریاخر،
وسطصحبتاشبهسردارحسنیگفت
دوربینهاشخاموشوجمعکنه،
کلابافیلمبرداریمشکل داشتخوششنمیامد! خودشهمپذیراییمیکرد،
سفرهمیچید.کناربچههامینشست،
یهجمعباصفاوصمیمیبود،بعدافطاری
میریختنسرحاجی . . .!
گممیشدلابلایبچهها.
بهپسرشویکمحافظشکههمراهشبود،
هماخمکردهبود!
کاریبهبچههایشهیدنداشتهباشند
وبگذارندراحتباشند. :)🖤
#شـہـیدحاجقاسم🌿'
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80
#پایاخلاقشھدا🌸🌱
- مدتی از پیروزی انقلاب گذشت.
شاهرخ نشسته بود مقابل تلویزیون، سخنرانی حضرت امام در حال پخش بود. داشتم از کنارش رد می شدم که یکدفعه دیدم اشک تمام صورتش را پر کرده. گفتم: شاهرخ، داری گریه می کنی؟! با دست اشکهایش را پاک کرد و گفت: امام، بزرگترین لطف خدا در حق ماست. ما حالا حالاها مونده که بفمهمیم رهبر خوب چه نعمت بزرگیه، من که حاضرم جونم رو برای این آقا فدا کنم.
#شھیدشاهرخضرغام🌹
---------------------
ⓙⓞⓘⓝ↴
♡|→• @shohaadaae_80