eitaa logo
💠 پـــلاک خـــاکی 💠
531 دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
3.2هزار ویدیو
218 فایل
🔺کانال شهدای مسجد حضرت فاطمه الزهرا(س) کوی فاطمیه اهـــــــواز 🔹ارتباط با مدیر کانال @SeyedAmirhosseinHosseini #تصاویر_شهدا #زندگینامه_شهدا #خــــاطــرات_شهــدا #وصیت_نامه_شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 نام: روایت زنان از رخت شویی در دفاع مقدس تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب حوض خون: اولین احساس؛ پس از خواندن بخش‌هایی از این کتاب؛ احساس شرم از بی‌عملی در مقایسه با مجاهدت این مجاهدان خاموش و بی‌ریا و گمنام بود. آنچه در این کتاب آمده؛ بخش ناشناخته و ناگفته‌ئی از ماجرای عظیم دفاع مقدس است. باید از بانوی پرکار و صبور و خوش سلیقه‌ئی که این کار پر زحمت را به عهده گرفته و بخوبی از عهده برآمده است و نیز از موسسه جبهه فرهنگی عمیقاً تشکر شود. کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.👇 🆔 @ShohadaMasjidHazratFatimaZahra
یک فنجان کتاب ☕📖 ♦️برشی از ؛ روایت زنان اندیمشک از رخت‌شویی در دفاع مقدس ✍ خاطرات زهرا ملک‌نژاد 1⃣ قسمت اول ... قبل از ظهر ایستاده بودم جلوی در حیاط. پسر جوانی با لباس سربازی آمد؛ با سروصورت آفتاب سوخته و خیس از عرق. نفس نفس می‌زد. گفت: عراقی‌ها خیلی از بچه‌های ما رو کشتن. من تا اینجا دویدم. خیلی تشنمه. حالش زار بود؛ اما نمی‌توانستم قبول کنم مردی از وسط معرکه فرار کرده باشد. گفتم: بهت آب نمیدم. ما به امید شما موندیم اینجا. اگه شما هم ول کنید برید پس ما چیکار کنیم؟! سرش را انداخت پایین. دلم برایش سوخت. رفتم کاسه‌ای پر از آب آوردم دادم دستش. آن را یک‌نفس سرکشید و کاسه را داد بهم. بهش گفتم: این مردانگی نیست فرار کنی. دوست داری خواهر و مادر خودت اینجا دست دشمن بیفتن؟ برگرد برو دفاع کن. سری تکان داد و برگشت سمت‌کرخه ... مانده بودیم و هرکاری ازمان بر می‌آمد انجام می‌دادیم. خانه‌ی ما سمت راه‌آهن بود و خانه‌ی خواهرم؛ کبری؛ از آن خانه‌های ویلایی بود که حیاط بزرگی داشت. نزدیک ایستگاه قطار و بیمارستان راه‌آهن بود. اولین‌بار پتوهای خونی را آنجا شستیم. ادامه دارد ... صاحب عکس: خانم زهرا ملک نژاد کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.👇 🆔 @ShohadaMasjidHazratFatimaZahra