من واقعا یادم رفته چطور مینوشتم و این عادیه و چیز عجیبی نیست ولی این عجیبه که هرچیزی مینویسم عجیب به نظر میرسه
سلام عزیزم من آدم خوبی نیستم، من کسی که تو فکر میکنی نیستم. قهرمان نیستم! فداکار نیستم! به فکر تنهایی و غم های جهان نیستم. من خیلیچیزها نیستم. من نه قلب ساخته شده از ابریشم و پنبه دارم نه قلب ساخته شده از فولاد. من نه قویم نه ضعیف. نه میتونم ازت در برابر همه چیز محافظت کنم نه میتونم رهات کنم. نه شجاعم نه ترسو. نه خاصم نه معمولی. نه شاعرم نه بیشعر؛ فقط یه حرف دارم که بهت بزنم. از پیشم نرو.
هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
"طوفان را، دریا را دوست داشت، اما در ساحل هم آرامشی بود."
موسیقیشب.
تقصیر تو نبود، تو محکوم بودی آتیشی که به پا شده بود رو فقط تماشا کنی. تو نمیتونستی جلو بری، نمیتون
تو گناهکار نبودی تو فقط فکر میکردی بالاخره یه چیزی داری که متعلق به خودته.