از کرانههای کاسپین
تا خلیج فارس
کشیده شدهام
دلم هیرکان
روحم هرمز
و جانم
هیاهویی از بنادر است
قلبم خونین شهر
دیدگانم بارانیهای رشت..
شمال تا جنوب قلب میشود
من همه قلب میشوم
ایران در من میتپد.
من از وقتی که یادمه درحال نوشتنم و حدود سه ساله که جدیتر مینویسم، هیچ دوره یا کلاسی شرکت نکردم و حتی گاهی اوقات ممکنه که اصول نوشتن رو رعایت نکنم.
با این حال من تمام نوشتههام رو با جون و دل مینویسم، کسایی که بهم نزدیکن و به طور مداوم اون هارو میخونن میدونن که برای همهشون، حتی برای اونایی که ایدههاشون جالب نیست خیلی تلاش میکنم.
الان هم بیشتر از دوساله که اینجارو دارم و در طی این مدت بعضی از متنهام رو اینجا میذاشتم، اما اخیرا بیشتر به اشتراکشون گذاشتم و شما هم به من خیلی لطف داشتید.
اینهارو گفتم بگم که این اولین تجربه جدیِ رمان نوشتن منه، قطعاً نقصهایی داره و نباید انتظار یه چیز خیلی عالی داشته باشید ولی دلم میخواد همراهم باشید تا با حضور شما این راه رو برم. ✨