بیشتر از هر چیزی، نگران آیندهای هستم که تو در آن نیستی.
آیا آینده هم میتواند خودش را بدون تو تحمل کند؟
بعید میدانم؛ پس دیگر وای به حال من..
- ابوالفضل برات زاده
به تو قول دادم که دوستت نداشته باشم
سپس در برابر این تصمیم بزرگ وحشت کردم
به تو قول دادم که برنگردم
و قول دادم از اشتیاق نمیرم
اما مردم
و بارها برگشتم
بارها تصمیم گرفتم که دست بردارم
اما یادم نمیآید دست برداشته باشم...
- نزار قبانی
اگر مرا در حال خندیدن، کودکانه رفتار کردن، پر حرفی، بیرون رفتن و لذت بردن از غذا دیدی،
بگذار خوشحال باشم.
روزی بود که ساعت ها در اتاقم تنها مینشستم
و از خدا میخواستم مرا شفا دهد؛
چوم احساس میکردم دیگر توان ادامه دادن زندگی را ندارم.
من جنگ های خاموشی را پشت سر گذاشته ام که بسیاری هرگز ندیدند،
اکنون فقط میکوشم دوباره زندگی کنم،
آرامش پیدا کنم و حال دلم را خوب نگه دارم.
- لاادری
دلم مى خواست يک نفر بود؛
كه من با اطمينان سرم را روی سينه اش
مى گذاشتم و زار زار گریه مى كردم.
يک نفر بود كه مرا با محبت مى بوسيد.
- فروغ فرخزاد
به چشمهایم زل زد و گفت:
«باهم درستش میکنیم.»
و من تازه فهمیدم
تنهایی چه وسعت نامحدودی دارد.
باهم! چه لذتی داشت این باهم...
حتی اگر باهم هیچچیزی درست نمیشد.
- لیلیان هلمن