میگفت از هر جایی که افتادی
احتمالش هست که
بتوانی دوباره بلند بشوی،
از هر جایی،
هر جایی به غیر از چشم...
•پویان اوحدی
شاعرها؛
اهل جنگ و دردسر نیستند.
خیلی که از دستت دلخور باشند،
روی یک کاغذ مینویسند «تو»
و مچالهاش میکنند.
یا دیگر هیچگاه به شعرهایشان
راهت نمیدهند.
•یاسمین باقرصاد
اگر سخن میانِ من و تو پایان یافت
و راههایِ وصال قطع شدند
و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو...
•نزار قبانی
مطمئن باش که این روزها هر کسی از مشکلی غیر قابل درک رنج میبرد، زندگی تشکیل شده از بلاهایی پیدرپی که به قلب انسان مشت میکوبد اما وظیفه در همینجاست:
باید ادامه دهیم.
•نامه ژرژ ساند به گوستاو فلوبر
وقتی بازگردی چند ساله خواهم بود؟
شاید هشتاد ساله باشم،
با چشمانی بیفروغ
و عصایی که شوقی در شکافتن خیابان نمیبیند!
در پستوی خانهای نم زده
به انتظارت نشستهام.
دیگر فرصتی نیست!
زود باش،
چیزی بگو!
که مرا به سالها قبل بازگرداند.
چیزی شبیه به،
دوستت دارم...!
•مهران رمضانیان