- سِدرَة -
تو رفتهای و من از زنده ماندنم خجلم،
کجا گذاشتهای رفتهای عَـزیـز دِلـم؟
- سِدرَة -
گل به دست گلفروشان رنگِ بیماران گرفت،
آب غربت، نازپرودِ گلستان را نساخت..
- سِدرَة -
اگر مرگم ز گیتی برکشد یک روز ناگاهی،
در آن پیراهنِ آخر، تمنایت کنم آهی.