هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
درود خدا بر قهرمان میدان «علم» و «تهذیب» و «جهاد»
آیة الله شهید مطهری رضواناللهعلیه
همان شخصیت بزرگی که
در پرتو تربیت دو اسطورۀ جهان معاصر، «امام خمینی» و «علامۀ طباطبائی»
و به برکت نَفَس حیاتبخشِ «مرحوم حداد» و «علامۀ طهرانی»
قدس الله اسرارهم اجمعین،
سواد را با سادگی،
نظریهپردازی را با عملگرایی،
حوزه را با دانشگاه،
قلم را با بیان،
عشق را با عقل،
اجتهاد را با ولایتمداری،
فقاهت را با تفلسف،
حکمت قدیم را با فلسفۀ جدید،
عقلانیت را با سلوک،
معنویت را با سیاست
و بالاخره مرگ را با شهادت پیوند زد
و به الگویی والا و برتر برای همۀ سعادتجویان تبدیل شد.
🌻 @Smh_Doaei
هدایت شده از قرارگاه مکتب توحید
🔰 آیةالله شهید مطهری در بیان رهبر شهید انقلاب
🗓 انتشار بهمناسبت ۱۲ اردیبهشت، سالروز شهادت آن عالم ربّانی
«مرد بسیار رقیق و ظریفی بود.
بهشدت تحت تأثیر #هیجانات_معنوی و عرفانی قرار داشت.
با #دیوان_حافظ و اشعار عرفانی مأنوس بود.
با #قرآن زیاد مأنوس بود.
اهل #تهجد بود.
#نماز_شب باحالی میخواند.»
«ایشان این موفقیتهای فکری و علمی را همراه کرده بودند با یک #تعبد_عملی که در ایشان بهشکل خیلی خاصالخاصش، یعنی بهشکل یک حالت #سلوک_عرفانی در آمده بود.
کسی تصور نمیکرد که آقای مطهریِ میداندار مسائل علمی و کتابنویس و استاد دانشگاه و بحّاث و کسیکه در مسائل سیاسی، بهشکل خیلی تندش وارد بود و کسی با این دید روشنفکرانه و نوآور در مسائل اسلامی، حالا یک آدم سالک و متعبد عملی و مقید به #تهذیب_نفس و در صدد اصلاح خودش هم هست.
دل ایشان در هوای سلوک عملی هم پر میزد و این در آثار ایشان و مشی علمی ایشان هم مشهود است.
من تصور میکنم آن شجاعتی که مرحوم مطهری در برخورد با جریانهای التقاطی نشان میداد، ناشی از این تعبد و تدیّنش بود.»
«مرحوم شهید مطهری گرایش سلوكی و معنوی هم داشت؛ یک مقدار متأثر از مصاحبت و شاگردی #امام، یک مقدار متأثر از مصاحبت و شاگردی مرحوم #علامه_طباطبائی، یک مقدار هم بعدها با بعضی از #اهل_دل و #اهل_حال مأنوس و آشنا شده بود.
ایشان اهل #گریه و #تضرع و #دعای_نیمهشب بود.
در آثار ایشان این رشحۀ معنوی، #توحیدی و سلوک كاملا مشهود است.»
🔆 @TawhidSchool_ir
هدایت شده از سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔰 کلام مرحوم علامۀ طهرانی در مقدمۀ کتاب «لبّاللباب در سير و سلوک اولىالألباب»:
«دوست مكرّم و سرور ارجمند مهربانتر از برادر ما، مرحوم آيةالله شيخ مرتضى مطهّرى رضواناللّهعليه
كه سابقه آشنائى ما با ايشان متجاوز از سىوپنج سال است، پس از يکعمر درس و بحث و تدريس و خطابه و كتابت و موعظه و تحقيق و تدقيق در امور فلسفيّه، با ذهن رشيق و نفس نقّاد خود، بالأخره در اين چند ساله آخر عمر خود بالعيان دريافت كه بدون اتّصال به باطن و ربط با خداى منّان و اشراب دل از سرچشمه فيوضات ربّانيّه، اطمينان خاطر و آرامش سرّ نصيب انسان نمىگردد و هيچگاه نمىتواند در حرم مطهّر خدا وارد شود يا گرداگرد آن طوف كند و به كعبه مقصود برسد.
و چون شمعى كه دائما بسوزد و آب شود، يا پروانهاى كه خود را به آتش زند و همانند مؤمن متعهّدى كه شوريدهوار دلباخته گردد و در درياى بىكرانه ذات و صفات و اسماء حضرت معبود فانى گردد و وجودش به سعه وجود خدا متّسع شود، قدم راستين در مضمار اين ميدان نهاد.
بيدارى شبهاى تار و گريه و مناجات در خلوت سحرگاه و توغّل در ذكر و فكر و ممارست درس قرآن و دورىگزيدن از اهل دنيا و هواپرستان و پيوستن به اهل الله و اولياى خدا، مشهود سير و سلوک او بود.
رحمة الله عليه رحمةً واسعةً.
لمثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَل الْعَامِلُونَ، انَّ اللَهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ.
چندى قبل از این حقیر خواستند تا براى سالگرد شهادت ایشان چیزى بنویسم. این فقیر که حقّاً خود را نالایق مىدیدم، با وجود تراکم مشاغل و شواغل از قبول این عهده پوزش طلبیدم.
اخیراً که مراجعه مکرّر شد، روح آن صدیق گرامى مَدَد نمود که این مختصر را تحریر نموده و بهعنوان مقدّمه به رسالهاى که در سیر و سلوک نوشته بودم ملحق نموده و براى شادى روح آن مرحوم، در دسترس طالبان حقّ و پویندگان سُبُلِ سَلام و راه حقیقت قرار دهم.
بِیَدِهِ اَزِمَّةُ الاُمورِ وَ بِهِ أسْتَعینُ.
اصل این رساله، اُسّ و مخّ اوّلین دوره از درسهاى اخلاقى و عرفانى است که حضرت استاد گرامى ما علاّمۀ طباطبائى ـ روحى فداه ـ در سالهاى یکهزار و سیصد و شصت و هشت و شصت و نه هجریّۀ قمریّه در حوزۀ مقدّسۀ علمیّۀ قم براى بعضى از طلاّب بیان فرموده و این حقیر بهعنوان تقریرات درس به رشتۀ تحریر درآورده بودم و قرائت و مرور به آن را در اوقات قبض و کدورت و خستگى، موجب تنویر روح و تلطیف جان خود مىدانستم.
اینک یک دوره بر آن مرور نموده با تنقیحات و اضافاتى مهیّا و پاداش و ثواب آن را به روح فقید سعید مطهّرى ـ أعلى الله مقامه الشریف ـ اهداء مىکنم.
اللهُمَّ احُشُرْهُ مَعَ أوْلیائِکَ الْمُقَرَّبینَ، وَ اخْلُفْ عَلی عَقِبِهِ فِی الْغابِرِینَ، وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقِاء مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرینَ، وَ ارْحَمْهُ وَ اِیَّانَا بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.»
🌻 @Smh_Doaei
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بیانات امام بزرگوار دربارۀ #شهید_مطهری است؛
اما بهوضوح میبینیم و مییابیم که دربارۀ #شهید_خامنهای هم صادق است.
حتما دوباره بشنوید ...
🌻 @Smh_Doaei
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 توصیف کوتاه، اما جامع و دقیق شهید لاریجانی از آیةالله شهید مطهری:
🔸 راهنمای معارف عمیق دینی
🔸 عاقلی ژرفاندیش و در عین حال، پارسا
🔸 فیلسوف و منطقدانی لبریز از عرفان
🔸 اهل تعقّل و تهجّد
🔸 کلیددار حقائق دربسته و سربسته
🔸 آموزگار حقمدار و حقگو
پ.ن:
آقای لاریجانی!
دوست داشتید در مسیر کربلا با شهید مطهری همسفر باشید؛ و حالا شدید.
خوشا به حالتان!
سلام ما را هم به سیدالشهداء برسانید. 🙏💔
🌻 @Smh_Doaei
سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
این بیانات امام بزرگوار دربارۀ #شهید_مطهری است؛ اما بهوضوح میبینیم و مییابیم که دربارۀ #شهید_خامن
همۀ عناوین و مدالها را داشتید؛
اما بیقرار بودید.
زحمتها کشیدید، خوندلها خوردید و اشکها ریختید تا بالاخره به آرزویتان رسیدید و شدید:
«شهید خامنهای» ...
خیلی زیباست؛
چقدر به شما میآید.
فقط یکچیزی!
باور کنید گفتنش برای ما سخت است.
وقتی میگوییم «شهید خامنهای» بیشتر از اینکه یاد سعادتمندی و حاجتروایی شما بیفتیم، یاد تنهایی و بیچارگی خودمان میافتیم.
اما چارهای نیست.
باید با واقعیت روبرو شد.
بالاخره ما هم خدایی داریم.
شاید قرار است با همین تلخیها و سختیها گره کارمان باز شود ...
🌻 @Smh_Doaei
معلم شهیدم!
راهت ادامه دارد ...
آیةالله خامنهای معلم ارشد مدرسۀ انقلاب اسلامی است؛
معلمی که نه فقط با گفتار یا رفتار خود، بلکه حتی با شهادتش درسها داد.
هرچند حجاب سیاست و روایتهای دروغین، شأن آموزگاری آقا را مخفی کرده بود، اما واقعیت آن است که او کلاس درسی داشت به وسعت دنیا.
نزدیک چهلسال، سرمشق دینی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران را آیةالله خامنهای نوشت؛ همچنانکه نظریهپرداز تحولات ژئوپلیتیک در منطقۀ غرب آسیا، کسی جز او نبود.
رهبر شهید انقلاب، فارغالتحصیل اسلام سیاسی، استادتمام انقلابیگری، فوقتخصص خودسازی جامعهپردازانه، پدر پارادایم مقاومت و بنیانگذار رشتۀ تمدنسازی بود.
هزاران درسگفتار، در کنار هزاران شاگرد تمامعیار، میراث آن ابرمعلّم نامیراست؛
همو که پیشران همۀ پیشرفتهای فناورانه در کشور بود، اما تدریس سنتی فقه را هم ترک نکرد.
آیةالله خامنهای نشان داد که ترکیب مداد العلماء با دماء الشهداء معجزه میکند.
او نه فقط معلم، بلکه یک مربی پرورشی بود.
او به شاگردانش عشق میورزید؛ حتی به رفوزهها.
او با شاگردانش زندگی کرد و به آنها زندگیکردن را آموخت.
او حتی چگونه مُردن را هم یادشان داد.
او همۀ زمینههای لازم برای جهش علمی و عملی شاگردان خود در گام دوم انقلاب را فراهم کرد؛ شاگردانی که پشت سر او تا نزدیکیهای قله رسیدهاند و چیزی نمانده که تکلیف نظم نوین جهانی را مشخص کنند.
و حالا این اولین روز معلمی است که او در بین ما نیست؛
اگرچه همچنان معلم ماست:
معلم شهیدم!
روزت مبارک!
امیدوارم که این هدیۀ ناقابل را از من بپذیری: ❤️
🌻 @Smh_Doaei
⚠️ یک تذکر مهم دربارهٔ تذکر دوری از «تندروی»!
اینکه رهبر شهید انقلاب، عمدتا خطاب به افراد و جریانهای غربزدهٔ بدخواهِ زاویهدار با مکتب انقلاب و در دفاع از اساس جریان انقلابی کشور فرمودند این جریان را به #تندروی متهم نکنید، هرگز و هرگز به این معنا نیست که هیچکدام از انقلابیها هیچوقت و در هیچ موردی دچار تندروی نخواهند شد و هیچکس حق ندارد حتی از سر خیرخواهی و اتفاقا با نیت حفظ مکتب انقلاب ـ که البته دشمن آن را تندروی میداند ـ به انقلابیها تذکر بدهد.
مهم، تعریف تندروی، نیت تذکردهنده و البته ادبیات و لحن تذکر است.
کما اینکه خود آقا هم در مواردی از بعضی تندرویها در جریان انقلابی انتقاد کردند:
«این را هم عرض بکنیم؛ این حرفی که من امروز زدم و از بعضی از مسئولان و سران کشور گلهگزاری کردم، موجب نشود که حالا یک عدهای راه بیفتند، بنا کنند علیه این و آن شعار دادن؛ نه! بنده با این کار هم مخالفم.
اینکه شما یکنفر را بهعنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عدهای راه بیفتند علیه او شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این کارها هم مخالفم؛ این را من صریح بگویم.
... بارها به مسئولین و کسانی که میتوانند جلوی این چیزها را بگیرند، تذکر دادهام.
آن کسانی که این کارها را میکنند، اگر واقعاً حزباللّهی و مؤمنند، خب نکنند.
میبینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است، این کارها به نفع نیست.
با احساساتشان راه بیفتند اینجا، آنجا، علیه این شعار بدهند، علیه آن شعار بدهند. این شعاردادنها کاری از پیش نمیبرد.
... در دوران دفاع مقدس اگر بسیجیها میخواستند همینطور بروند یکجایی، طبق میل خودشان حمله کنند که خب پدر کشور در میآمد.
نظمی لازم است، انضباطی لازم است، مراعاتی لازم است.» (۹۱/۱۱/۲۸)
«از جملهی کارهای مهم، کارهای فرهنگی است.
ما خُلل و فُرج فرهنگی زیاد داریم؛ جاهایی که نفوذگاه دشمن است از لحاظ فرهنگی، بسیار است.
این را هم مجموعههای مسئول دولتی، هم مجموعههای گستردهی عظیم مردمی موظّفند که انجام بدهند.
آتشبهاختیار به معنی کار فرهنگی خودجوش و تمیز است.
آنچه ما گفتیم معنایش این است که در تمام کشور، جوانها و صاحبان اندیشه و فکر، صاحبان همّت، خودشان با ابتکار خودشان، کار را ـ کارهای فرهنگی را ـ پیش ببرند، منافذ فرهنگی را بشناسند و در مقابل آنها، کار انجام بدهند.
آتشبهاختیار، بهمعنای بیقانونی و فحّاشی و طلبکارکردن مدّعیانِ پوچاندیش و مدیونکردن جریان انقلابی کشور نیست.
نیروهای انقلابی بیش از همه باید مراقب نظم کشور، مراقب آرامش کشور، مراقب عدم سوءاستفاده دشمنان از وضعیّت کشور و مراقب حفظ_قوانین [باشند].
این مراقبتها در درجهی اوّل متوجّه به نیروهای انقلاب است که دلسوزند، علاقهمندند و مایلند که کشور به سمت هدفهای خود حرکت بکند.» (۹۶/۴/۵)
خلاصه اینکه:
هم تندرویخواندن اصل انقلابیگری غلط است، هم مدیونکردن جبههٔ انقلاب با تندرویهای واقعی.
پس:
بهجای فرافکنی، کمک کنیم ریشهٔ تندرویهای گاه و بیگاه از جبههٔ انقلاب کنده شود.
این بهتر است!
🌻 @Smh_Doaei
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 خیلی هم خوب؛ اما ...
▪️ پنج نکته دربارۀ بیانات اخیر جناب حجةالاسلام رمضانی عزیز
۱. اگر از ابتداء، با همین زاویۀ دید، با همین ادبیات و با همین صورتبندی، سراغ مسئله میرفتیم و روی همین شکل و نوع از توصیف، تحلیل و توصیه تمرکز میکردیم، حتما بسیاری از دوقطبیها و درگیریها پیش نمیآمد و حتما امروز وضعیت بهتری داشتیم. ...
متن کامل یادداشت
🌻 @Smh_Doaei
سیاهمشق | سید محمدحسین دعائی
🔰 خیلی هم خوب؛ اما ... ▪️ پنج نکته دربارۀ بیانات اخیر جناب حجةالاسلام رمضانی عزیز ۱. اگر از ابتداء،
🔰 خیلی هم خوب؛ اما ...
▪️ پنج نکته دربارۀ بیانات اخیر جناب حجةالاسلام رمضانی عزیز
۱. اگر از ابتداء، با همین زاویۀ دید، با همین ادبیات و با همین صورتبندی، سراغ مسئله میرفتیم و روی همین شکل و نوع از توصیف، تحلیل و توصیه تمرکز میکردیم، حتما بسیاری از دوقطبیها و درگیریها پیش نمیآمد و حتما امروز وضعیت بهتری داشتیم.
۲. اگر بدانیم و بپذیریم که:
علت بسیاری از اختلافنظرها، نه خیانت و خباثت، بلکه فهم متفاوت از مطلوب ولیّ و مصلحت جامعه است، ریشۀ بسیاری از پیشنهادها، نه انحراف یا التقاط، بلکه درکهای مختلف از واقعیتهای انسانی و اجتماعی است، پیگیری بعضی از گزینهها، نه بهمعنای زمینهسازی برای تحمیل یک تصمیم به ولیّ جامعه، بلکه بهمعنای تلاش برای انجام وظیفه در چارچوب مسئولیتها و اختیارات قانونی است و علیرغم واقعیبودن و مهمبودن خطر نفوذ و خیانت، اکثریت مسئولان، سرباز جبهۀ حق، علاقمند رهبر و باورمند به لزوم اطاعت از او هستند،
آنوقت:
خودبهخود زمینۀ بروز خیلی از مشکلات از بین میرود؛
از دعوت به اتحاد و انتقاد در عین اعتماد، به خوشخیالی، سادهاندیشی، راحتطلبی و بیغیرتی تعبیر نمیکنیم؛
بهجای تمرکز بر افشاگری و مطالبهگری، عمدۀ تلاشمان را به تبیینهای اقناعی دربارۀ عقلانیت مقاومت اختصاص میدهیم؛
بهجای اصرار بر احتمالپردازیها، خبربازیها و پازلسازیهای کارآگاهگونه، به وظیفۀ اصلی خود، یعنی تقویت معنویت و عقلانیت در جامعه خواهیم پرداخت؛
لااقل در کنار فریادزدن و خطونشانکشیدن، کمی هم به اقدامات اقتصادی و اجتماعی لازم برای تداوم جنگ توجه خواهیم کرد؛
و اگر هم میخواهیم برای خائنها، دنیاطلبها و ترسوها خطونشان بکشیم، حساب آنها را از حساب عرصۀ عمومی حاکمیت جدا میکنیم و این خطونشان را طوری میکشیم که مردم نسبت به روندهای رسمی و فرایندهای قانونی کشور دچار سوءتفاهم نشوند؛
و آنوقت دیگر اصلا دعوایی شروع نمیشود که در ادامه و از قطب مخالف، عدهای بخواهند ما را تندرو یا خوارجمسلک بخوانند.
یعنی: جدای از اینکه باید بدانیم عمدۀ برچسبزنیها طرفینی است، نقطۀ آغاز و زمینۀ شکلگیری این تقابل غلط را نیز نباید فراموش کنیم.
به عبارت دیگر، اگر به ضرورت اتحاد و اعتماد ملتزم باشیم، اگر دست از نیتخوانی و احتمالمحوری برداریم و اگر وحدت اهل ایمان در خیابان را فدای ابهامها و حدسها نکنیم، عمدۀ مشکلات برطرف میشوند؛
زیرا خیابان پُرجمعیت، باانگیزه، متحد، یکصدا، پیگیر و پایکار، هرچند به بیان کلیات و خطقرمزها اکتفاء کند، هرچند وارد جزئیاتِ تخصصیِ مصداقی نشود، هرچند از برخی امور بیخبر باشد و هرچند اساسا بعضی وقتها اشتباه کند، از خیابان ملتهب، عصبی، بدبین و نظمناپذیری که در مواردی جزئیات تخصصی را هم خوب میفهمد، اما دائما بر طبل مطالبه میکوبد، مؤثرتر و راهگشاتر است.
خلاصه آنکه:
فهم متفاوت از وظیفه، مصالح جامعه و کیفیت یاری رهبر، با لحاظ آنچه عرض شد، نه تنها بد نیست، بلکه برای رشد جبهۀ حق، مفید و حتی ضروری است.
اما همین فهم متفاوت، بدون لحاظ آنچه عرض شد، میتواند به زمینهای برای ایجاد دوقطبی و شکست تبدیل شود؛ همچنانکه امروز ـ متأسفانه ـ تا حد زیادی به همین وضعیت دچاریم.
۳. به استاد عزیز و ارجمند، جناب حاجآقای رمضانی اطمینان میدهم که بهخاطر همین حرفها، حتما توسط بخشی از علاقمندان و دنبالکنندگان خود مذمت خواهند شد؛ مذمتی که نشان میدهد خطر اختلافافکنی و خودبنیادی، یک خطر جدی و جاری است؛ نه یک خیال خام یا خطر خُرد.
پس شاید لازم باشد که بهجای نفی هرگونه تندروی، اصل وجود این درد را بپذیریم، ریشهها و زمینههایش را بشناسیم و هرکاری میتوانیم برای درمان آن انجام دهیم.
البته روشن است که این نکته، هرگز بهمعنای نفی وقوع خطا در قطب دیگر ماجرا یا بزرگنمایی افراطها برای توجیه تفریطها نیست.
۴. آنچه مهمتر از این صورتبندیهای نظری و تبیینهای گفتاری و گفتمانی است، پیگیریهای عملی، الگوسازیهای رفتاری و جریانسازیهای اجتماعی است. خیلی وقتها روی کاغذ یا در ضمن سخن، همهچیز درست و دقیق است، اما در عینیت جامعه، خیلی خبری از این چیزهای درست و دقیق نیست.
۵. یکی از مشکلات اصلی جبهۀ فکری و فرهنگی انقلاب، مشکلِ «تکثر اجتهادهای انقلابی و تبدیل این اجتهادها به مرجعیتهای غیرمتشکل و سازمانناپذیر اجتماعی» است؛ اینکه با اندکی اغراق، هیچکس هیچکس را قبول ندارد و اینکه هرکسی توانسته، با استفاده از امکانات حقیقی و مجازی، جمع یا موجی را بر مدار فهم خود ایجاد کرده است؛ غافل از اینکه اگر نتوان کثرت عقائد و سلائق را به یک وحدت فکری و اجرائی برگرداند، هیچگونه پیشرفت و رشدی حاصل نخواهد شد؛ و این آن مسئلهای است که باید هرچه سریعتر، با همت و اهتمام اعزهای مثل استاد رمضانی حل شود، انشاءالله.
🌻 @Smh_Doaei | سید محمدحسین دعائی
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این بخش از مصاحبهٔ اخیر «مارکو روبیو» ـ وزیر امور خارجه ایالات متحده ـ را که بیارتباط با صحبتهای اخیر حجةالاسلام رمضانی هم نیست ببینید تا چندتا نکته عرض کنم.
🌻 @Smh_Doaei