و تنها من مانده ام و انعکاس لبخند غمگینم . آب هم آنقدر در برابر کوه مشکلات مقاومت کرد که دیگر زلال و صادق نیست . گویا ماهی ها هم او را ترک کرده اند . چه روزگار بی وفایی . اما تنها این سجاده گلدوزی شده خاک خورده اینجاست . تنها میتوانم به سوی خانه مهربانش سجده کنم . موج آرام و سرد قایق را تکان میدهد . اما نمیتواند جهت قایق را به زور و با تهدید جابهجا کند ، مگر میشود ؟ . مگر دلش میآید که مزاحم سجده قایق بر روی قبله عالم شود .
پیشانی خشکم را بر روی مهر میگذارم و دیگر سر بلند نمیکنم . دلم نمیخواهد دوباره غم را در آسمان بو بکشم . همین بوی خاک باران خورده و زنده کافیست . و من گم شده ام . کاش کسی مرا پیدا کند و از این قایق چوبی خاطرات نجات دهد . . .
- آذرخش
خیابان ها بوی تو را میدهند . هرجا میروم خاطرات طغیان میکنند و خانه های چوبی دلم را ویران میکنند . چگونه ؟ چرا مرا به حال پروانه خود رها کردی ؟ .
دلم میخواهد حرف های ناگفته دلم را بر روی نامه بنویسم و به دست نسیم سرد بسپارم . اما ، اما نمیدانم ، نمیتوانم . هنگامی که میخواهم از خال بالای لبت سخن بگویم و با قلم بر تن چروک کاغذ بنویسم دستانم میلرزند انگار زمستان تمامم را در آغوش گرفته . میدانی امروز کنار خیابان چه دیدم ؟ . همان کتابی که عاشقش بودی .
همیشه گل ها را به هوای اینکه تو میایی آب میدهم اما غافل از اینکه رفتی و دگر نمیآیی . گویا درونم هزاران آدم با هم سخن میگویند . مغزم دگر خسته است . انبار دلم از نامه های ناگفته پر شده . کوچه ها را به دنبالت گشتم اما پیدا نشدی . ولی من دلم برای برق زدن چشم هایت موقع بو کردن گل ها خیلی تنگ شده است ، خیلی زیاد . . .
- آذرخش .
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- هیچوقت به تصورت از آدما اعتماد نکن !
[ سکوت سفید ]
T.me/NoteChnll@Vojdanyou-من نمیدانستم معنی هرگز را.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
[ خانه دلتنگ غروبی خفه بود ، مثل امروز که تنگ است دلم . ]
#پلیلیست
نه من ز حلقهٔ دیوانگان عشقم و بس
کدام سلسله دیدی که بی قرارش نیست
- هوشنگ ابتهاج .
| سکوت سفید .