- به حرمتِ نان و نمکی که با هم خوردیم
نان را تو ببر،
که راهت بلند است و طاقتت کوتاه
نمک را بگذار برای من!
میخواهم این زخم تا همیشه تازه بماند..
- شمس لنگرودی .
خنده هایت مرهم زخم های تاریکیست . نوری بخش امید . دستم به قلم نمیرود . میخواهم از امید موهایت و چشمان آهویت بر روی تن برگ بنویسم اما نمیتوانم . ناگزیر در دریای چشمان خزرت غرق میشوم . آفتاب بر روی زلف های کوتاهت میتابد و زندگی میبخشد اما آفتاب با من میانه خوبی ندارد . من بعد از دیدن چشمهایت زندگی را یافتم . اما تو نمیدانی در قلبم چه داستان هایی زندگی میکنند . قهقه ها و گریه های بسیاری از قلبم به گوش میرسد . قیامتی بر پاست اما حالا ولش کن . تنها خنده توست که به این کلبه قلبم نور بخشیده . نرو ، دوباره توان تاریکی را ندارم . هرروز و هرشب بر روی چمن های خیس مینشینم و منتظر طلوع خورشید میشوم . میگردم به دنبال خاطرات خنده هایت اما محو نسیم شده اند . حتی روزنامه هم مانع پرتو خورشید نمیشود . انگار کلمه ها در روزنامه حرکت میکنند و قدم میزنند . نگاه دوخته ام به رقص شکوفه ها و قدم زدنت با او . قطره اشک در چشمان بی حالم حلقه میبندد . باد درگیر شال نارنجی ات شده . دل نازک شدم خورشید میشنوی ؟ .
نمیتوانم نفرت عشقم به تو را بر زبان بیاورم . هنوز هم فکر کردن به تو زیباست . خسته ام . تنهایی موج میزند در آغوش خودم . غروب خورشید چقدر غم انگیز است . مانند دلم که مهربانیش خیلی وقت است غروب کرده است . میدوم دنبال خاطرات خنده هایت اما فرار میکنند . هنوز هم بوی عطرت در سرم آوار شده است . . .
- آذرخش .
رضا براهنیرضا_براهنی_ـ_که_آفتاب_بیاید،_نیامد.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
[ شتاب کردم که آفتاب بیاید ، نیامد . ]
#پلیلیست
شیخالائمه علیعلیهالسلام:
دوستی را زبان ابراز میکند
و عشق و محبت؛ از چشمها پیداست . . .
اگه وقتتو صرف دنبال کردن پروانه ها کنی
اونا فرار میکنن؛
اما اگه وقتتو صرف ساختن یه باغ زیبا کنی،
پروانه خودشون به سمتت میان.
و اگه نیومدن تو حداقل یه باغ قشنگ داری .
خیلی مراقب باش،
گاهی نالهی آدمها از روی مظلومیت نیست
گرگ هم که زوزه میکشه برای دریدنه، نه چیز دیگه !
- جوکر .