عنصر چشمت مرا با یک نگاه تجزیه کرد ، مَندَلیُف را بگویید جدولش تکمیل نیست.
شباهتدارد عشق ِما به احوالات ِایندوران ،
تویی یکعالمه تحریم ِبیپایان ، منمایران 💘 .
از کنارم رد شدی بیاعتنا نشناختی . .
چشم در چشمم شدی اما مرا نشناختی!
در تمام خاله بازیهای عهد کودکی،
همسرت بودم همیشه . . بیوفا نشناختی؟
→ Sound of Silence
از کنارم رد شدی بیاعتنا نشناختی . . چشم در چشمم شدی اما مرا نشناختی! در تمام خاله بازیهای عهد کود
لیله باز کوچهی مجنون صفتها، فکر من!
جنب مسجد، خانهی آجر نما ، نشناختی ؟
دختر همسایه یاد جرزنیهایت بهخیر . .
این منم تک تاز گرگم بر هوا ، نشناختی ؟
اسم من آقاست اما سالها پیش این نبود
ماه بانو یاد آمد ؟ «مش رضا» نشناختی ؟☺️
اگر روزی به دست آرم سر زلف نگارم را
شمارم مو به مو شرحِ غمِ شب های تارم را
- چه استراحت خوبیست در جوار خودم
خودم برای خودم با خودم کنار خودم
همین دقیقه که این شعر را تمام کنم
از این شلوغ شما میروم به غار خودم...