تو در شأن من نبودی من از تو بُت ساخته بودم
حالا بنشین و تماشا کن ابراهیم بت شکنت را!!
«زاییدهی دردیم» و به «بار آمدهی عشق»
در مکتب ما، عشق فقط، حرف حساب است
درونم سخت آشوب و به ظاهر خویشتن دارم
غمی از نوعِ بیرحمش پریشان کرده افکارم....
" عطر نارنج و هوای عشق
در اردیبهشت ؛
میکشد من را به سمت
شهر شیراز تنت ؛
کاش این آواره را یک بار هم اسکان دهی
در میان
خانههای سادهی پیراهنت ..🌱🔒
صبحتون بخیر