اولین اجرای دونفره ام بود و بهترین نام گرفت... :)
با تشکر از همکار عزیز هستی باشی
@rooya_abi
بعد از چند مدت یه ناشناس بزاریم؟
اینبار
هرچه میخواهد دلِ تنگت بگو... :)
راستی همونجا بهتون پاسخ میدم!
https://daigo.ir/secret/31236872804
گوشی را برداشتم و به قسمت یادداشت هایم رفتم.
انگشتانِ دستم را مدادی کردم و صفحهی گوشی را هم چندین کاغذ باطله دانستم؛
تمام لحظات خوبِ کودکی تا نوجوانی را به یاد آوردم.
از بین یک عالمه خاطرات جورواجور، لحظات خاصِ درس و امتحان را نگه داشتم.
تصویرِ تک تک معلم هایم را به خاطرم آوردم؛
آمدم بنویسم و تشکر کردنم را حتی شده با متن نشان دهم؛
ندای درونم قبل از تشکر فریاد زد:
میتوانی تشکر کردن را درخور و شایستهی او انجام بدهی؟!
راست میگفت
هرچقدر هم بنویسم و تشکرکنم؛ قطره ای از آن دریای محبت، جبران نمیشود...
روزِ معلم مبارکتان باد...💐
@Soundandwriting
تاحالا شده انقدر کار داشته باشید، که ندونید از کدوم یکی شروع کنید!؟
من درست در اون لحظه ام... :)
تردید در سراسر وجودم موجِ مکزیکی میرود.
بین خواندن یا نخواندن تاریخِ شبه نهایی ام مانده ام.
گاهی ندا میآید: ول کن بابا! راحت باش...
هنوز وقت داری برا خوندن.
ندای دیگری در جواب، با تَشر میگوید:
چی میگی؟
کجا وقت هست ؟
۱۴ تا درسه چطوری بخونه حداقل ۱۸ رو بگیره؟؟
در همین زمان من به این فکر میکنم که کاش میشد و میرفتم به یک جایی دور، خالی خالی از هر انسانی؛
بر بلندای کوهی می ایستادم و فقط فریاد میزدم.
فریادهایی که تمام نگفته هایم را به گفته تبدیل کند.
ولی حیف نه مکانی هست خالی از انسان.
نه وقتی برای پرداختن به فکرها
و نه حنجره ای برای فریاد زدن...
#یازدهم
#سادات
تمام لحظاتِ تلاش کردن هایمان به یادم آمد...
تمامِ آن خلاقیت هایی که تا به ذهنمان میرسید از ذوق بال در می آوردیم و در آسمانِ رویایمان پرواز میکردیم، مو به مو به خاطرم آمد...
هدفِ تلاش هایم رسیدن به یک هدیه بود؛ هدیه ای که در دست داشتنش برایم لذتی بدون وصف تعبیر میشد...
نتایج که اعلام شد، دستِ رویایم را در دستم حس نمیکردم...
انگاری دورِ دور شده بود...
توسل کردم...
به خودم امید میدادم که نه خدا تلاش ها رو نادیده نمیگیره...
درست چند لحظه بعد رویایم را در دست داشتم...
آوای قلم
تمام لحظاتِ تلاش کردن هایمان به یادم آمد... تمامِ آن خلاقیت هایی که تا به ذهنمان میرسید از ذوق بال د
این حجم از محبت هاتون برا تبریک رو به خودتون تبریک میگم...
این نشون میده هنوز هستند آدمایی که از خوشحالی تو و موفقیت تو ذوق کنند :)
آمدم از قشنگیِ رفقایم بنویسم، کلمه کم آوردم.
آمدم از عکسِ قشنگی که در آن، جمعِ یازدهمیایِ انسانی جمع بود بنویسم، کلمه کم آوردم.
آمدم از امشبی که تک تکِ لحظه ها برایم لذّت بخشترین بودند بنویسم، کلمه کم آوردم.
در کل در مقابلِ توصیف هر کدام از لحظه ها، کلمه کم آوردم...
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دورهمیِ یازدهمیایِ انسانی در دبیرستانِمون