در جلسه ای قرآنی نشسته ایم و صحبت از قرآن و تاثیراتش، شیرینی مراسم است.
خودمانیم تأثیر قرآن بر زندگی گفته نشده واضحِ واضح است.
حداقل به عنوان کسی که خودش را مدیونِ قرآن میداند باید بگویم که زیبا ترین وصف برای کسی که قرآن در تربیتش تاثیری غیر قابل توصیف داشته را تنها جناب حافظ بیان میکند.
درست همانجایی که میفرماید:
هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم.
آوای قلم
در جلسه ای قرآنی نشسته ایم و صحبت از قرآن و تاثیراتش، شیرینی مراسم است. خودمانیم تأثیر قرآن بر زندگی
اِنَّ هذا القُرآنَ یَهدی لِلَّتی هِیَ اَقوَم.
با ذوق و شوقی فراوان به دنبالِ پیدا کردنِ دوستانم به کلاسِ یازدهم انسانی میروم.
دور هم جمع اند و مثل اینکه فقط گُلِ جمعشان کم است...
تک تکشان را در آغوش میگیرم و نماز و روزه ات قبول را هم می چسبانم تنگش.
دوستشان دارم فقط به خاطرِ مهربانی شان، با معرفت بودنشان و زیبا بودنشان.
تک تکِ لحظات باهم بودنمان را نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم حک میکنم تا یادگاری ای باشد از
روز آخر سال تحصیلی ۱۴۰۳
پ.ن:
عکسی از حیاطِ دبیرستانمون که از پنجره ی کلاسمون گرفته شده:)
آوای قلم
با ذوق و شوقی فراوان به دنبالِ پیدا کردنِ دوستانم به کلاسِ یازدهم انسانی میروم. دور هم جمع اند و مثل
مراسمِ افطاری، دبیرستان و رفقااا >>>>
آماده میشوم برای اقامه آخرین نماز جمعه ی سال.
مادربزرگم اهلِ کسانی است که اعتقاد دارند کار از محکم کاری عیب نمیکند؛ دو عدد جانماز و ۴ عدد مُهر را در کیف خود جا داده تا اگر مهری برای نماز نداشتیم، لنگ نمانیم.
جانماز را پهن کرده، مُهرِ مامان بزرگ را رویش میگذارم.
صدای قد قامت الصلاة، مردمِ روزه دار را برای اقامه ی نماز دعوت به ایستادن میکند.
همه ی مردم، کوله بارِ مشکل و سختی را بر زمین میگذارند و برای لحظه ای ملاقات با خدا، آماده میشوند.
خداروشکر...
مجموعه ی یادگاری هایم از سال ۱۴۰۳ درحال کامل شدن است... :)
و تو آنقدر نگرانِ فردایی که امروز را از دست میدهی؛
غافل از اینکه خدا همه جا با توست، دستانش را باز میکند و تو را در بغلش جای میدهد.
صدایش بزن!
بیگمان آرامشی که به دنبالش میگردی نزدِ اوست...
از آن فکر و خیال هایی که دلشوره ات را به جای اینکه از بین ببرند، دو برابر میکنند.
فکر و خیال هایی که اگر نبودند بی شک دنیا جای بهتری برای زیستن بود و آدم ها نیز آدم هایی بهتر...
حالاتِ چهره ام را نمیتوانم پنهان کنم.
انگاری آیینه ی فکر و خیالهایم شده اند.
جلوی دیگران خود نمایی میکنند و داد میزنند:
حالِ این شخص خوب نیست، با او مدارا کنید..
یه سوال
درمانِ فردی که نگرانِ آینده است،
آینده ای که تصویرِ مبهمی در گوشهی زندگی است و او این را خوب میداند، چیست....؟!
یاد و خاطرهیبعضی آدما چنان میشینهتو حافظه ات که اگر صد سال هم بگذره و دیگه اون آدم ها رو نبینی، با یکبار یاد کردن ازشون لبخند مهمونت میشه... :)