مخـــاطب مختـــص
이 별 의 픔 속 에 서 만 사 랑 의 깊 이를 알,게 돈ㅣ다
تنها در درد جدایی می توانی عمق عشق را درک کنی.
رفیق شاید طول عمر رفاقت مون کمتر از نیم دهه بود ولی خیلی عمیق بود
این روزا داره با سرعت بیشتری میگذره هر روزی که میگذره یک روز از داشتنت کم میشه
میدونی همه ما یه غم و دلتنگی ای دل مون رو فراگرفته میدونیم داره روز رفتنت فرا میرسه، میدونیم داریم نزدیک میشیم به روز خداحافظی،ولی خب مثل خودت سعی میکنیم بروز ندیم
میدونم داری روزای سختی رو تنهایی میگذرونی
میدونم پشت خنده های قشنگت یه دنیا غم و درد خوابیده که داری کلنجار میری
رفیق موفقیت و رسیدن به آرزوهات باعث خوشحالی ماست ولی خب…ما از همین الان دلتنگتیم…
ما نبودِ یه بامعرفتی مثل تو رو چطوری تحمل کنیم تو اولین نفری هستی که نبودمون رو تو لحظه های دورهمی اکیپ حس میکنی سریع پیگیر حال مون میشی
انجایی که گفتی این آخرین باره بیایید آخرین دورهمی مون رو بریم یه سکوت تلخی یک آن کل اکیپ رو فراگرفت
میدونی دارم به چی فکر می کنم وقتی بریم به رسم عادت کلی عکس میگیریم
کلی عکس میگیری
بعد از رفتنت با این عکس و خاطره ها ما چیکار کنیم
یادته تو فرودگاه گفتی یه روزی باید بیایید بدرقه و خداحافظی من
دیدی رسید چیزی که میخواستی
ما ان شب و ان خداحافظی رو چیکار کنیم
دارم به حس و حال مون فکر می کنم
ما این پایین خیره به آسمون تو ان بالا تو هواپیما
و حسی که داره بین مون موج میزنه
قطعا ما ان شب برای بار دیگر انگشت نمای کل شهر میشویم
رفیق خواستم بگم خیلی عزیزی برامون خیلی دلتنگت میشیم حتی تصور روزای مهمی که قراره بین مون نباشی سخته
مرسی که هستی 🫂🫀
«با هواپیمـــا نرو زیرا که وقت رفتنت...
بارش اشکـــم هوا را نا مساعد میکند!»
#دل_نوشت
درونت را جستم؛ با اینکه میدانستم خطا کار منم من ، همانی که ادعا داشت ماهش تابان تر از هر خورشیدی ست حال روی تخته سنگ سردی نزدیک به نقطه کور تو جا گرفته و نشسته ام. در تو پاره ای سنگ میبینم ، که نشان از صداقت ندارد! تو همان بودی که قسم به پاکی ات خوردم ؟ دلت روشن نیست؛این مه است یا گرد و غبار خیانت؟ دلبر دلربای من ! خاکی شده ای پیوندی را که صبحگاه خورشیدی وصاتت کرد ، هدیه ای برای تبریک اهدا کرد بوسه ای جنس همان خاک بود ! همان خاکی که اطرافت میبینم آسمان را ببین چه از دست خورشید نمیکشد!؟
#نازی
#مخاطب_نوشت
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
گاهی وقتا خودتم میدونی که چقدر دوستت دارم، میدونی که واسم متفاوت ترینی.
توی اعماق و توی اوج تو برام یه حس شیرینی که هیچوقت فراموشش نمیکنم.
یه حسی مثل آرزوی روز تولد، مثل برد یه مسابقه ی بزرگ، مثل رسیدن به نتیجه ی تلاش، مثل شیرینیِ بعد از گل.
دل من هوای حرف زدن و مکالمه های طولانی با تو از سرش نمیوفته.
انگاری کلمه ها با تو قشنگترن، جمله ها با تو جون میگیرن.
من همیشه اون کسیام که بی سرو صدا هم بهت اهمیت میده، واسه همین،
اگه احساس تنهایی کردی بدون قلب من از دور برای ناراحتیِ تو اشک میریزه
و برای خوشحالیت صدایِ خنده هاش به آسمون میرسه.
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮
همه مون یه فردی تو زندگی مون داریم که
گاهی تنها دلخوشی مون دیدن یه نشونه از سمت اونه
اگه دل من یه دشت باشه؛ تو جوشان ترین چشمه ی مخفی منی. تورو پشت پیچک های یاس و شبنم نسترن های سفید پنهون کردم، تا هیچ کس از عمق احساسم با خبر نشه. برام سخته اون حجم از حسو از لای خجالت داغ نگاهم به روی کلمات لب هام بکشونم؛ چون میترسم درک نشه یا که قطره ای از اون ناب جانسوز تباه بشه. اخه ارزشمند ترین چیزیه که توی زندگی دارم. اونقدر ارزشمند که هیچوقت از جونم رهاش نمیکنم؛ محبوب قلب ياقوتی من 10روزی هست که از زاد روزت میگذره ولی زاد روز تو برای من قشنگ ترین روز عمرمه؛ چرا که تو زاده شدی تا من عاشق باشم"
𝓢𝓹𝓮𝓬𝓲𝓯𝓲𝓬𝓪𝓾𝓭𝓲𝓮𝓷𝓬𝓮