ولی یکی از آرزوهام اینه که در آینده ای نه چندان دور، یه گلخونه کوچولو داشته باشم و گلای مورد علاقه مو بفروشم و گاهی هدیه بدم.
الان یادم افتاد که چقدر تو بچگی ساده و تباه بودم. همیشه دوست داشتم موهام تا کمرم بلند شه ولی هر بار که یکم بلند میشد خالم میگفت بیا با قیچی موهاتو بلند تر کنیم و من مینشستم رو صندلی و اونا با این ترفند موهامو کوتاه میکردن و من هر سری گول شونو میخوردم 😃
همسایه جدید مون یه تازه عروسه و
وقتی منو برا اولین بار دید به مامانم بعدا گفت
چقدر چهره دختر تون دلنشینه
و من الان :🤍🫀🎀✨✨
خیلی آدم عجیبیم در این حد بدونین ازم که من تو احساسی ترین شرایط و سخت ترین شرایط گریه مو کنترل میکنم و در مقابلش برای خوردن انگشت پام به مبل یا اصلاح صورتم یا چیزای مسخره ی دیگه ساعت ها گریه میکنم و براشون بغض میکنم.
چرا واقعا؟
بچه ها من هر موقع دلم میخواد با یه نفر درد دل کنم
میرم پیش بچه های نوزاد
در گوش شون حرف میزنم و میگم میشه دعا کنی برام فلان اتفاق بیفته؟
واقعا جوابه
بارون میاد جَر جَر
رو پشت بوم هاجر
هاجر عروسی داره
تاج خروسی داره
جاده کهکشون کو
زهره آسمون کو
چراغ زهره سرده
تو سیاهیا میگرده