واقعا زندگی به کام این دخترای ولخرجِ اداییِ ناز نازیه. ما مشتی های کم توقع رو کسی آدم حساب نمیکنه.
صبح خواب دیدم آقا جونم مرده و من کشتمش و همزمان هم داشتم برا از دست دادنش گریه میکردم هم برا خودم که قراره اعدام بشم.
لطفاً جمله "من ازت خوشم نمیاد" رو مثل "من ازت خوشم میاد" نورمالایز کنید
دیگه حوصله خوش برخوردی با بعضیا رو ندارم.
همین که از موفقیت دیگران ناراحت نمیشم و براشون یا خوشحال میشم یا خنثی، به نظرم کافیه برا انسان بودن.
پاييز بدون بارون مثل استلا بدون ویل میمونه، انار بدون گلپر، مثل خرمالو نرسیده که دهنتو هم میکشه. پاییز لطفا اگه میای بارونم بیار.
عمیقا بچههای زیر هفت سال رو دوست دارم. اونا تو بروز احساسات شون سیاست ندارن، دوست داشتن شون واقعیه، معنی حسادت رو، مقایسه کردن رو نمیفهمن، پر از امیدن، کلی آرزو دارن و ذوق میکنن از اینکه بهشون احترام گذاشته بشه، ذوق میکنن از اینکه جواب سلام شونو دادی و بهشون لبخند زدی.
هنوزم بعد 6 سال وقتی یادم میفته کتاب بابا لنگ دراز عزیزمو به همکلاسی دوران راهنماییم قرض دادم و اون پس نداد و هر چی بهش یادآوری کردم ظاهرا گم کرده بود قلبمو به درد میاره.
واقعا نصفه شب گشنه بودن بدترین چیز دنیاست. اینجور مواقع تنها پلنم اینه که آرزو کنم خدا زیر بالشم یه برگری، کبابی چیزی بذاره.