امروز علی 6 ساله اومد بهم گفت رفتم دندون پزشکی و دکتر بهم میگفت الکی گریه نکن ولی من میخواستم با پا بزنم تو دهنش چون من جدی داشتم گریه میکردم ولی اون فکر میکرد الکی گریه میکنم.
علی 6 ساله گل رزم رو دید و خوشش اومد گفت برا تزئین خونه میخوام. گفتم مال تو. گفت پس خودت چی؟ گفتم من باز میخرم. کیک دلش خواست ولی شکمش جا نداشت، براش گذاشتم تو نایلون و با گل رز از خونه مون همراهیش کردم.
علی 6 ساله یه زن خوشگل موشگل رو تو تلویزیون دید و گفت شبیه توعه. علی 6 ساله ممنون که بهم اعتماد به نفس دادی.
برا علی 6 ساله شیرینی گرفتم و گفت نمیخورم دندونم خراب میشه. علی 6 ساله با اینکه همه دندوناشو موش خورده بود بازم مراقب بود. بنازمت مشتی
خدا بلاخره یه جایی برا همه جبران میکنه، شاید از همه ناامید شیم ولی اون قطعا حواسش بهمون هست.
خدایا آرزو میکنم انقدری بهم پول بدی که صفراش تو گوشیم جا نشه فقط رقم اولش صفر نباشه. ممنون