eitaa logo
خورشیدگردون
1.8هزار دنبال‌کننده
74 عکس
4 ویدیو
0 فایل
من اون درختی‌ام که جنگلُ دویید بیست ساله روی زمینم. کلمه می‌چکه. می‌شنُفم: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6xd5vu9&btn=استلا
مشاهده در ایتا
دانلود
الان اسکیچرز شده ۲۰ میلیون به بالا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فرنگیسا اسم چند تا از بچهای میناب که شهید شدن رو می‌گید منو مبین می‌خوایم کتاب کودک بخریم و اول صفحه کتاب رو اسم بچها رو بنویسیم
با مبین قرار شد بستنی قیفی بخریم و گفت من بستنی که مزه شیرش غالب باشه دوست ندارم و رفت به آقا بستنی فروش گفت بستنیاتون مزه شیر می‌ده؟ آقا بستنی فروشم شروع کرد به تعریف کردن که شیر اصل هست شیر گاو اصل و مزه شیر عالی می‌ده و تو یه قاشق بستنی ریخت که بچشیم و مبین بهش گفت این مزه شیر می‌ده من دوست ندارم و فرار کردیم.
تاحالا بستنی قیفی تست نکرده بودم که به لطف مبین کردم.
قبلش می‌خواستیم از یه جا دیگه بستنی ایتالیایی بخریم حتی کارت رو در آوردم از تو کیف که حساب کنیم اما همون لحظه موود مون تغییر کرد و فرار کردیم.
ساعت ۱۰ شب بود و اتوبوس معلوم نبود بیاد یا نه. تو ایستگاه اتوبوس بودیم که یهو یه سمند اومد جلومون و رو شیشه ماشینش زده بود صلواتی تا پیروزی و آهنگای تجمعی گذاشته بود و آینه‌های ماشینش لباس پرچم ایرانی پوشیده بودن. سریع ۳ تا مرد پریدن بالا و راننده که دید این مردا نذاشتن ما سوار شیم بهشون گفت آقااا، خانوم بذار سوار شه و اونا پیاده شدن و ما رفتیم.
حالا من مشکوک بودم که نکنه نقشه بوده که ما رو بدزدن و از اول تا آخر هی به مامانم ویدئو مسیج می‌دادم از پس کله راننده
https://eitaa.com/Khorshid_gardon/29039 چ جنتلمننننن - تازه موقع رفتن هم مبین تو ایستگاه نشسته بود و کنارش یه پیرمردی بود. پیرمرده تا دید من اومدم به مبین سلام کنم سریع بلند شد رفت اونور که منو مبین کنار هم بشینیم.
البته وظیفه‌شون نیست و ما نباید به این چشم بهشون نگاه کنیم. ولی هم کار راننده باحال بود که چون خودش میخواست بره سمت خونه شون هر کس که هم مسیرش بود رو رسوند و هم اینکه دید ما دوتا دختر تنهاییم اون مردا رو پیاده کرد.
نفری ۲ هزار تومن بهم اگه بدید می‌تونم کیف مورد علاقه مو بخرم
امشب هر چیزی رو قیمت میکردم میگفتم عووو با این پول میشه فلان تا پیتزا خرید و خودمو گول میزدم و میرفتم