به چه میاندیشی؟!
به خزانی که گذشت؟
به بهاری که نبود؟
به امیدی که اکنون رفته بر باد؟
یا به عهدی که دگر رفت از یاد؟
به چه میاندیشی؟!
به دو چشمی که تو را هیچ ندید؟
به دو دستی که تو را هیچ نخواست؟
به رفیقی که غبار غمت از چهرهات نزدود؟
یا به قلبی که برایت سخن از عشق نگفت؟
هدایت شده از قهوه ی سرد آقایِ نویسنده
خودم که نه، ولی چِشمام باهات حرف دارن؛ زیاد.
هدایت شده از [ لاجَرم ]
هیچ رابطه ای قادر به از میان بردن تنهایی نیست. هر یک از ما در هستی تنهاییم ولی میتوانیم در تنهایی یک دیگر شریک شویم همانطور که عشق، درد تنهایی را جبران میکند.
- اروین د یالوم -
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
فقط چون فردا امتحانِ عربی دارم. : ))))))))))))
هدایت شده از پرایوتِ مسخره خودم.
امشب حتی اگه آرژانتینم تنها تو استادیوم بازی کنه من طرفدار استادیومم.