eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
257 ویدیو
7 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح داشتم می رفتم کلاس دیدم زندگی هنوز جریان داره، آقا و خانومِ پیرِ همسایه زیر درخت نارنج‌ منتظر دوست‌هاشون‌ بودن تا بیان و باهم برن بیرون، وقتی سوار ماشین بودم یه زوجِ با‌نمک رو کنارِ خانه عقد دیدم، عطر بهارنارنج‌ تو هوا پیچیده، امروز همه چی سبزِ سبزه.
ای کاش میتونستم بخوابم و چهار سال دیگه پاشم.
ما در هیاهوی دنیا اگر آرامیم، دلمان به خدایی گرم است.. .
همچون‌ بهار دوباره زنده خواهیم شد.
شاید روزی غریبه شویم، غریبۀ آشنا.. .
وقتی دارم با رفیقم صحبت میکنم و نفر سومی میاد و باهاش گرم میگیره و شکوفه میزنه تو مکالمه و من اونجا تنها میشم، متنفرم، متنفر.
آدم ها از یه فردِ احساساتی میتونن‌ یه فردِ بی رحم بسازن، اونم فقط با نادیده گرفتن.
ولی من نمیخوام فروردین تموم شه.
به نامِ آفریدگارِ او.
سلیقۀ رزالین تو مداحی ستودنیه، ستودنی.
من متوجه شدم که واقعا یه دبیر چقدر تاثیر گذاره تو یادگیری، ریاضی برای من یه چیز کسل کننده بود جوری که به اجبار سر کلاس حاضر می شدم و از یک ساعت ۵۹ دقیقه ش رو درحال خمیازه کشیدن بودم، اما دبیر جدید‌م واقعا باعث شد یه نگرش جدیدی نسبت به ریاضی داشته باشم، جوری که وقتی ساعت ۵ شد خودم سریع حاضر شم و با اشتیاق برم کلاس.