eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
234 ویدیو
4 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
یه پیرمرد مهربون و گوگولی همسایه‌مون بود، خیلی مردِ خوبی بود، همیشه می‌خواست بره نونوایی هرکسی رو می‌دید می‌گفت برای شما هم نون بگیرم یا نه‌، دو روز پیش متوجه شدیم که فوت کردن.. خیلی ناراحتم و باورم نمی‌شه اون آدمی که روز قبل توی کوچه دیدمش و بهش سلام کردم الان شده یه خاطره، یه عکس روی دیوار‌. اگه می‌شه برای روح ایشون یه صلوات بفرستید.
می‌خوام عکس بذارم هی می‌گم نکنه خسته شدن انقدر عکس گذاشتم دیشب. 😭 گریه -
هدایت شده از هِزارویك‌شَب*
از کتابِ سکوتِ‌تاسوکی/ زندگی‌نامه‌ی شهید احمدصالحی.
خنده‌هایم دید و گفتا فارغی گویا ز غم؟ گفتمش ما درد را با خنده کتمان می‌کنیم.
هدایت شده از معشوقهٔ‌ آفتاب‌گردان
من هرروز و هرلحظه دلتنگتم. این دیگه چه حالیه که به‌خاطر اینکه الان پیشم نیستی اشک داره نیش می‌زنه به چشم‌هام؟
تو فرق می‌کنی حسین ع با همه‌.
+ چقدر سرد شده.. - آره والا هرچی بخاری رو زیاد می‌کنم جواب‌گو نیست‌. + بیاین روی این مبل بشینین‌ کنار بخاری‌.. - اگه ما اینجوری ایم مادرجان‌ پس بچه های غزه و اینا چیکار می‌کنن.. ما حداقل وسایل گرمایشی داریم‌.. +... -... // خونه‌ی مادربزرگ.
این پیامِ بهار رو دیدم و یهو یاد یه چیزی افتادم. دو روز از اغتشاشات گذشته بود، غروب بود و خونه تنها بودم، یهو گوشیم زنگ خورد و اسمِ دایی کوچیکه‌م افتاد روش همون بابای مهرا کوچولوم، یکم صحبت کردیم و اینا بعد گفت خودت رو درگیر اخبار نکن و سرگرم باش. گفت اگه یه وقتی اوکی نبودی و نیاز داشتی حرف بزنی بهم بگو، اگه کاری چیزی بود و خرید بیرون داشتی خودم هستم نگران نباش‌. با خودم یه لحظه گفتم چقدر یه مکالمه‌ی سه چهار دقیقه ای میتونه آدم رو آروم کنه، میتونه آدم رو دلگرم کنه.