خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
+ آقا؟ - بله؟ + شما بابای من را ندیدی؟ او یک رَدای سبز دارد، همیشه برای ما غذا میآورد و یک کوله روی
مظلوم علی..
شب گریه کن آروم علی..
مظلوم علی..
امشب بچه شیعه خیلی خوب روضهی امیرالمؤمنین رو درک میکنه، از وقتی که درد یتیمی رو چشیدیم و حضرت آقا رفته..
هدایت شده از هِزارویكشَب*
گفت:
غربتِ علی(ع) رو فقط یه نفر میتونه معنی کنه تو این عالم؛
خودِ علی.
اونم کِی؟
با گریه میاد کنارِ قبرِ فاطمه(س) یه جمله میگه؛
یه نگاه به قبر کرد،
گفت: فاطمه، صدات میزنم جوابمو نمیدی!
فقط یه سوال...
توام از علی خسته شدی؟ 💔(:
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
در "اصلا میبینی گریههامو؟" ترین حالتِ ممکنم.
دیشب بودیم مصلی بعد رزالین یه حرف قشنگی زد تو این مایه ها: این همه هیأت امشب مراسم دارن تا نصف شب، شوهر ایده آل اونیه که امشب اینجاست، شوهر آیندهت رو از اینجا دریاب.
با طلا باید مینوشتمش.☝️🏻