eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1.1هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
258 ویدیو
8 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
در "من خودم بلایِ خویشم، از خود کجا گریزم؟" ترین حالتِ ممکنم.
فکر می‌کنم این روحِ مُرده و این جسمِ خسته رو فقط دارم کِشون‌کِشون میارم که محرم بشه. - یعنی محرم زنده می‌مونم؟
هوا قند است./
هروقتی که یهو کوله‌بارِ غم روی دوش هام سنگینی می‌کنه، اون صدایِ آقا تو ذهنم پلی می‌شه: "گاهی.. دل.. از غم مالامال می‌شود.."
آرامَم‌، آرام تر از نبضِ یک مُرده.
- چون متوجه می‌شی چیزهایی هستن که بدتر از مرگن‌، بهش می‌گن زندگی. | ویرانگر
وایولای عزیزم! ای کاش وجود و عدمِ وجودت‌ دست من بود، در آن صورت راحت تر از قبل افسار زندگی‌ات را به دست می‌گرفتم و برای همیشه نقطه‌ی پایان را به انتهایش می‌کوباندم.
و امّا عزیزِ من، روزی اگر نبودم مرا با دیدنِ آسمانِ آبیِ دمِ غروب به یاد بیاور، مغموم، نیمه‌ تاریک، رو به سویِ ظلمت.
هدایت شده از اَختر‌پنجم؛
همه ی احساستم رو قورت میدم ولی دفعه ی بعدی خودمو از پنجره میندازم پایین.