خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
تلخترین داستانِ کوتاه از زبانِ نیما یوشیج:
دیدمش، گفتم: منم..
نشناخت او..
وقتی دستهات رو سمتِ نینی دراز میکنی و اون خودش رو پرت میکنه توی بغلت یکی از بهترین حسهای دنیاست.
هدایت شده از از اینجا بهبعد.
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حق شماست، خون شماست، اجداد آنجا بودهاند..
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
حق شماست، خون شماست، اجداد آنجا بودهاند..
یکی اینجا امکاناتش رو داره و درس نمیخونه،
یکی هم یه جایی توی این دنیای نامرد و کثیف اشک میریزه چون حقِ طبیعیش رو ازش گرفتن و اجازهی رفتن به مدرسه و تحصیل رو ندارن..!
لعنت به این دنیایی که عدالت توش یه شوخی حساب میشه.
اگر مقدوره منت میذارید و سه تا الهی به رقیه برام میگید؟ ممنونم..🤍
هدایت شده از زندگی به عنوان قارچ خپل ๋࣭𓏲 ๋࣭ ࣪
دلم برای سربازی که میگفت خوشحالم سربازیم داره تموم میشه و نتونست دیگه رنگ خونه رو ببینه کبابه.
دگر از درد تنهایی، به جانم یار میباید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار میباید