احساس بچه ای رو دارم که دست مامانش رو تو یه بازار شلوغ رها کرده و با چشم های پر از اشک و قلبی که هر لحظه تندتر میتپه دنبال مامانش میگرده.
سردرگمی.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
از ناامید کردن آدما خسته شدم.
منم همینطور اسنیپ، منم همینطور.
رزالین یه بچۀ گوگولیه که با یه آدامس توت فرنگی کلی ذوق میکنه و بوجی موجی میشه. 🤏🏻