گاهی آدم کم می آورد، می ماند چه کند. غرق می شود در آبی عمیق، نه میتواند خودش را نجات دهد و نه میمیرد، زمان ثابت می ماند و او فقط برای زنده ماندن تقلا می کند.
چی میشه که آدم یهو از همه چیز زَده میشه؟ هم تابستون میخوام هم نمیخوام.
آره من نسبت به تو حسودم. و دلمم میخواد هرچی آدم دورته رو آتیش بزنم. از همه شونم متنفرم، متنفر.
من اصلا هم عصبی نمیشم.
از من عبور می کنی و دم نمی زنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای!
- قیصر امین پور
یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم؟
- فاضل نظری
از پارسال... عید غدیر هم برام معنای قشنگ تری پیدا کرده. حس شادابی، طراوت.
نه فقط عید غدیر تقریبا همه مناسبت ها.
هدایت شده از هِزارویكشَب*
تو چه بودی که تورا دیدم و دیوانه شدم . . .