آزمون رو دادم و بالاخره یه نفس راحت.
با اینکه میدونم خوب ندادم ولی راحت شدم.
هدایت شده از هِزارویكشَب*
«تو را نشد، میروم که خویش را فراموش کنم.»
دیدم ریحونچه اینجاست و حقیقتا من: بمبحقنحقیجقچیثجینتقحیتقححیتقحیحنیحیححقفحفنحقنقحقح. آره. 😭
بماند به یادگار از اولین روزِ تابستون با رزالینِ صورتیم.
- #داستان_من -