eitaa logo
خانۀ‌انتهای‌خیابان‌۲۴۵؛
1هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
238 ویدیو
6 فایل
- هوای زیستن یا رب چنین سنگین چرا باید؟ - امیدوار/در تکاپو/شیفتۀ شعر/در ستایشِ فلسفه/مستأصل/بچۀ شمال و زیتون پرورده/آبیِ لاجوردی/سربازِ کوچکِ اما‌م. - - می‌شنومت. https://abzarek.ir/service-p/msg/4302991
مشاهده در ایتا
دانلود
دیدم ریحونچه‌ اینجاست و حقیقتا من: بمبحقنحقیجقچیثجینتقحیتقححیتقحیحنیحیححقفحفنحقنقحقح. آره. 😭
بماند به یادگار از اولین روزِ تابستون با رزالینِ صورتی‌م. - -
امروز وقت گذروندن‌ با رزالین خستگیِ یک ماه رو شست.
هدایت شده از هِزارویك‌شَب*
با وایولا [مثلا] قهر بودم و وقتی رفتیم اونجا بهم پاستیل داد. منم خرذوووق شدم:).
صبح با خستگی اومدم از حوزه بیرون، ولی یه نفس راحت کشیدم و به آسمون نگاه کردم. بعدش رفتم خونه مادربزرگم زیر باد کولر بدون اضطراب و عذاب وجدان سرم رو گذاشتم رو بالش.
یهو پیام دریافت کردم از رزالین که گفت امروز میتونی بیای پارک یا نه. انقدر لبخندی‌ شدم که اصلا. :))))))))))))))) با کلی ذوق و شوق رفتم فروشگاه خوراکی خریدم و رفتم پیشش.
ما حتی میتونیم درباره چرت ترین چیز ها و جزئیات‌شون ساعت ها حرف بزنیم و بعد با یه لبخندِ ملیح به داشتن چیزی به عنوان مغز توی سرمون شک کنیم.