آن چنان سرگرمِ رویای تو هستم بارها
دیدهام خوابِ تو را با دیدهی بیدارِ خویش
- حسین دهلوی |
چایی خیلی خوبه، خیلی مَشتیه، یه لحظه همه افکارِ خسته کننده ذهنتو میشوره میبره.
گاهی حس میکنی آسمون آوار شده رو سرت.
دردت میاد، میشکنتت، اما توان بلند شدن هم نداری، شاید هم خیالت راحته یکی هست دستت رو میگیره و بلندت میکنه.
از اینکه قیافم یه جوریه که انگار بیخیالِ عالمم و سر همین قضاوت بشم متنفرم.
باورم نمیشه که پونزده روز دیگه نیمه شعبانه و حقیقتا ذوووققتتیحیوییحیکثج.