هدایت شده از هِزارویكشَب*
همه : عکس و فیلم گذاشتن از چهارشنبهسوریشون.
من : رفتن به هیأت از میانِ آتش ها و ترقهها.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
همه : عکس و فیلم گذاشتن از چهارشنبهسوریشون. من : رفتن به هیأت از میانِ آتش ها و ترقهها.
ما از میدونِ جنگ عبور کردیم تا به مقصد برسیم. اونم با آقای پدر که مارپیچی رانندگی میکرد که یه وقت نریم رو ترقه ها و بریم هوا.
آدم ساعت دوازده به بعد دلش برای درختِ خرمالوی خونه قدیمیشون هم تنگ میشه.
امشب تو مراسم کنار رزالین نشسته بودم و یه اتفاقی این تیکه از مداحیِ آقای رسولی رو تو ذهنم پلی کرد :
"چیکار.. کردی..؟ تا اسم کربلات میاد دلم میره؟.."
دیگه به شب های قدر نزدیک میشیم.. اگر خوبی بدی دیدید حلال کنید.. اگر رفتاری از بنده دیدید که خدای نکرده ناراحتتون کردم.. تو ناشناس بگید بیام پیوی تون برای دلجویی. (:
التماس دعای فراوون.🤍
"شب غم ها فقط با علی میشه سحر.."